آفرين بر اين استقامت ، آفرين بر اين ايمان كه به سان لنگر كشتىهاى اقيانوسپيما ، كشتىِ وجود انسانها را در برابر طوفانهاى كوبنده ، از تزلزل و بىقرارى نگهمىدارد . « 1 »
نمونهء ديگرى از زنان فداكار
در صفحات گذشته به طور اجمال دربارهء « عمرو بن جموح » سخن گفتيم . با اينكه او لنگ بود ، و جهاد بر او واجب نبود ، ولى با اصرار فراوان از پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه گرفت ، و در صفوف مقدم مجاهدان شركت جست . فرزندش « خلاد » و برادرِ همسرش « عبد اللَّه بن عمرو » نيز در اين جهاد مقدس شركت داشتند و هر سه جام شهادت نوشيدند .
همسر وى « هند » ، دختر « عمرو بن حزام » ، عمهء « جابر بن عبد اللَّه » انصارى به احد آمد و شهيدان و عزيزان خود را از روى خاك برداشت و بر روى شترى انداخت ، و رهسپار مدينه گرديد .
در مدينه انتشار يافته بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله در صحنهء جنگ كشته شده است . زنان براى يافتن خبر صحيح ، از حال پيامبر صلى الله عليه و آله ، رهسپار « احد » بودند . او در نيمهء راه با همسران پيامبر صلى الله عليه و آله ملاقات كرد . آنان از وى حال رسول خدا صلى الله عليه و آله را سؤال نمودند . اين زن در حالى كه اجساد شوهرش و برادر و فرزند خود را بر شترى بسته و به مدينه مىبرد ، مثل اينكه كوچكترين مصيبت متوجهء وى نگرديده ؛ با قيافهء باز به آنان گفت خبر خوشى دارم و آن اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله زنده و سالم است و در برابر اين نعمت بزرگ تمام مصائب كوچك و ناچيز است .
خبر ديگر اينكه : خداوند كافران را در حالى كه مملو از خشم و غضب بودند برگردانيد . « 2 » سپس از وى پرسيدند كه : اين جنازهها از كيست ؟ گفت : همگى
هامش
( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 99 .
( 2 ) . بنا به نقل ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 14 / 262 اين آيه را خواند :« وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً »سپس مىگويد لابد وى مفاد نخستين قسمت آيه را خوانده ، نه تمام آيه را ، زيرا اين آيه در جنگ خندق كه پس از احد بود ، نازل گرديده است .