تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
پيامبر صلى الله عليه و آله آسيبى برسد ، و شما زنده باشيد ، هرگز در پيشگاه خداوند معذور نخواهيد بود . هنوز فرستادهء پيامبر صلى الله عليه و آله ، از كنار سعد دور نشده بود كه روان او به جهان ديگر پرواز نمود . « 1 » علاقهء انسان ، به خود و به اصطلاح دانشمندان « حب ذات » ، آنچنان اصيل و قدرتمند و ريشه‌دار است كه هيچ گاه انسان خود را فراموش نمىكند . و همه چيز خود را در راه آن فدا مىنمايد . ولى قدرت ايمان و عشق به هدف و علاقه به معنويات ، از آن مؤثرتر است . زيرا به تصريح متون تاريخ ، اين افسر با شهامت در سخت‌ترين لحظه‌ها كه فاصلهء چندانى با مرگ نداشت ؛ خود را فراموش كرده و به ياد وجود نازنين پيامبر صلى الله عليه و آله ، كه حفظ او را عالىترين تجلى براى بقاى هدف خود مىدانست ، افتاده بود . تنها پيامى كه وسيلهء « زيد ثابت » فرستاد اين بود ، كه ياران او لحظه‌اى از حفظ و حراست رهبر خود غفلت نكنند .

پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه بازمىگردد

خورشيد به سوى مغرب كشيده مىشد ، و مىخواست اشعهء زرين خود را به سوى نيم كرهء ديگر بريزد . سكوت و خاموشى مطلق سرزمين احد را فراگرفته بود . در چنين لحظاتى مسلمانان مجروح و كشته داده ناچار بودند براى تجديد قوا و پانسمانِ زخمىها ، به خانه‌هاى خود بازگردند . فرمان حركت به سوى مدينه ، از فرماندهء كل قوا صادر گرديد . پيامبر صلى الله عليه و آله با آن گروه از انصار و مهاجر كه در جنگ شركت كرده بودند وارد شهر مدينه شدند . مدينه‌اى كه از اكثر خانه‌هاى آن نالهء مادران داغ‌ديده و همسران شوهر از دست داده بلند بود . پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه‌هاى « بنى عبد الاشهل » رسيد . نوحه‌سرائى زنان آنها ، حال پيامبر صلى الله عليه و آله را منقلب ساخت . اشك از چشمان نورانى او سرازير گرديد ، و با چشمان
هامش
( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 95 .
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 298 | الشيخ جعفر السبحاني