بيايم ، اظهار ناراحتى نخواهم كرد و اين مصيبت را در راه خدا خواهم پذيرفت .
اين بانوى تربيت يافته ، با كمال وقار به بالين برادر آمد ، نماز بر او خواند و در حق او طلب آمرزش نمود و بازگشت .
راستى قدرت ايمان بالاترين نيروهاست . سختترين طوفانها و هيجانها را مهار مىكند ، و بر شخص مصيبتزده وقار و سكينه مىبخشد .
سپس پيامبر صلى الله عليه و آله ، براى شهداى « احد » نماز خواند و آنها را يكيك و يا دوتا دوتا ، دفن كرد . دستور داد كه « عمر جموح » و « عبد اللَّه عمرو » را در يك قبر بگذارند ، زيرا آنان قبلًا با هم دوست بودند ، چه بهتر كه در حال مرگ نيز با هم باشند . « 1 »
آخرين سخنان سعد بن ربيع
« سعد بن ربيع » ، از ياران با وفاى پيامبر صلى الله عليه و آله بود و دلى لبريز از ايمان و اخلاص داشت . آنگاه كه با دوازده زخم نقش زمين شده بود ، مردى از كنار وى گذشت و به او گفت : مىگويند : محمد صلى الله عليه و آله كشته شده است . سعد به وى گفت : اگر محمد صلى الله عليه و آله كشته شده ، ولى خداى محمد زنده است ، و ما در راه نشر آئين خدا جهاد مىكنيم ، و از حريم توحيد دفاع مىنماييم .
وقتى شعلهء جنگ خاموش گرديد ، پيامبر صلى الله عليه و آله به ياد سعد ربيع افتاد ، و گفت : چه كسى مىتواند ، براى من خبرى از « سعد » بياورد ؟ « زيد بن ثابت » داوطلب شد ، كه از مرگ و حيات سعد خبر صحيحى براى پيامبر صلى الله عليه و آله بياورد او سعد را در ميان كشتگان يافت ، و به او گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله مرا مأمور كرده كه از حال شما تحقيق كنم ، و خبر صحيحى از شما براى او ببرم . سعد گفت : سلام مرا به پيامبر برسان و بگو : چند لحظه بيشتر از زندگى « سعد » باقى نمانده است ، و خداوند به تو اى پيامبر خدا ، بهترين پاداش كه سزاوار يك پيامبر است بدهد .
و نيز افزود كه : سلام مرا به انصار و ياران پيامبر صلى الله عليه و آله برسان و بگو : هرگاه به
هامش
( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 498 ؛ « بحار » ، ج 20 / 131 .