تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
اشكبار زير لب اين جمله را گفت : متأسفم كه كسى براى « حمزه » گريه نمىكند ! « 1 » سعد معاذ و چند نفر ديگر كه از مقصد پيامبر صلى الله عليه و آله آگاه شدند ، به گروهى از زنان دستور دادند كه براى حمزه ، اين افسر خدمتگزار نوحه‌سرائى كنند . پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله از جريان مطلع گرديد در حق زنان دعا كرد و گفت : من پيوسته از كمك‌هاى مادى و معنوى گروه انصار برخوردار بوده‌ام . سپس فرمود : زنان نوحه‌گر ، به خانه‌هاى خود برگردند .

خاطرات هيجان‌انگيز يك زن با ايمان

تاريخ زنان با ايمان در فصل تاريخ اسلام مايهء تعجب و شگفتى است . اين كه مىگويم مايهء شگفتى است ، از اين نظر است كه ما اشباه و نظاير آن را در زنان معاصر خود به ندرت مىبينيم . « 2 » بانويى از قبيلهء « بنى دينار » كه شوهر و پدر و برادر خود را از دست داده بود ، در ميان گروهى از زنان نشسته ، اشك مىريخت و زنان ديگر نوحه‌سرايى مىكردند . ناگهان پيامبر صلى الله عليه و آله از كنار اين دسته از زنان عبور كرد . اين بانوى داغ‌ديده از كسانى كه اطراف او بودند ، از حال پيامبر صلى الله عليه و آله سراغ گرفت . همگى گفتند به حمد اللَّه سالم است . وى گفت مايلم از نزديك پيامبر صلى الله عليه و آله را ببينم . نقطه‌اى كه پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاده بود ، با محل آنان چندان فاصله‌اى نداشت ، پيامبر صلى الله عليه و آله را به وى نشان دادند . چشم اين بانو به چهرهء پيامبر صلى الله عليه و آله افتاد ، بىاختيار تمام مصائب را فراموش كرد ، و از صميم قلب ندايى درداد ، كه انقلابى بر پا نمود . عرض كرد : اى رسول خدا ! تمام ناگوارىها و مصيبت‌ها در راه تو آسان است . شما زنده بمانيد ، هر فاجعه‌اى بر ما وارد شود ، ما آن را كوچك مىشماريم و ناديده مىگيريم .
هامش
( 1 ) . و لكن حمزة لا بواكي له - « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 99 . ( 2 ) . در اين جنگ تحميلى از جانب عراق بر ايران اسلامى ، نمونه‌هاى بارزى از زنان ايثارگر ديده شد ، كه تاريخ نظائر آنها را فقط در عصر رسالت نشان مىدهد ، و بار ديگر جهان با مشاهدهء اثرات شگفت‌انگيز ايمان ، انگشت تعجب به دندان گرفته و در هاله‌اى از اعجاب قرار گرفت .