« احد » به خاك بسپارى ، و بدان كه اين سه نفر در سراى ديگر پيش هم خواهند بود .
هند در حالى كه اشك از گوشهء چشمانش مىريخت ، از پيامبر صلى الله عليه و آله درخواست كرد كه از خداوند بخواهد كه او نيز پيش آنها باشد . « 1 »
پيامبر صلى الله عليه و آله وارد خانهء خود گرديد . ديدگان دختر عزيز او « فاطمه عليها السلام » به چهرهء مجروح پدر افتاد ، اشك از گوشهء چشمهاى او سرازير شد . پيامبر صلى الله عليه و آله شمشير خود را به دختر خود « زهرا عليها السلام » داد تا آن را بشويد .
« اربلى » ، مورخ شيعه در قرن هفتم مىنويسد : دختر پيامبر آب آورد . تا خونهاى چهرهء پدر را شستشو دهد .
امير مؤمنان عليه السلام آب مىريخت و زهرا عليها السلام خونهاى اطراف را مىشست ، ولى چون زخم صورت عميق بود ، خون بند نيامد . ناچار قطعه حصيرى را سوزاندند و خاكستر آن را روى زخمها ريختند ، و خون زخمهاى صورت بند آمد . « 2 »
دشمن را بايد تعقيب كرد
شبى كه مسلمانان پس از حادثهء « احد » در خانههاى خود آرميدند ، بسيار شب حساسى بود . منافقان و يهوديان و پيروان عبد اللَّه ابى ، از اين پيشآمد سخت خوشحال بودند . از بيشتر خانهها صداى ناله و نوحهء بازماندگان شهيدان به گوش مىرسيد . بالاتر از همه بيم آن مىرفت كه منافقان و يهوديان بر ضد اسلام و مسلمانان شورش كنند ، و دستِ كم با ايجاد اختلاف و دودستگى ، وحدت سياسى و وضع ثابت مركز اسلام را از بين ببرند .
ضرر اختلافات محلى به مراتب بالاتر از حملات دشمنان خارجى است . روى اين حسابها لازم بود پيامبر صلى الله عليه و آله دشمنان داخلى را بترساند ، و به اصطلاح ضرب شستى به آنها نشان بدهد و به آنها بفهماند كه نيروى توحيد دچار بىنظمى و تزلزل نگرديده و هرگونه فعاليت و زمزمهء مخالف ، كه اساس اسلام را تهديد كند
هامش
( 1 ) . « مغازى واقدى » ، ج 1 / 265 .
( 2 ) . « كشف الغمة » / 54 .