بيشتر نگهبانان تيرانداز در برابر دستور فرمانده مقاومت به خرج دادند و گفتند : توقف ما در اينجا بىثمر است و منظور پيامبر صلى الله عليه و آله جز اين نبوده كه ما در حال جنگ اين دره را نگهبانى نمائيم و اكنون نبرد پايانيافته است .
بر اين اساس ، چهل تن از مقر نگهبانى فرود آمدند ، و جز ده نفر در آنجا ، كسى باقى نماند . خالد بن وليد كه قهرمانى شجاع و جنگآزموده بود ، و از آغاز نبرد مىدانست كه دهانهء دهليز كليد پيروزى است ، و چند بار خواسته بود از آنجا وارد پشت جبههء جنگ شود با پرتاب تير از طرف تيراندازان روبرو شده بود و اين بار از كمىِ افراد نگهبان استفاده كرد ، سربازان خود را به پشت سر نيروى اسلام رهبرى نمود ، و با يك حملهء چرخشى توأم با غافلگيرى در پشت سر مسلمانان ظاهر گرديد ، و مقاومت گروه كمى كه روى تپه مستقر بودند سودى نبخشيد .
تمام آن ده نفر پس از جانبازىهاى زياد به وسيلهء سربازان خالد بن وليد و عكرمة بن ابى جهل كشته شدند . چيزى نگذشت كه مسلمانانِ غير مسلح و غفلتزده ، از پشت سر مورد حملهء سخت دشمن مسلح قرار گرفتند .
خالد پس از آنكه نقطهء حساس را تصرف كرد ، ارتش شكستخوردهء قريش را كه در حال فرار بودند براى همكارى دعوت نمود ، و با فريادها و نعرههاى زياد روح مقاومت و استقامت قريش را تقويت كرد .
چيزى نگذشت كه بر اثر از همپاشيدگى وضع صفوف مسلمانان ، ارتش قريش به سوى ميدان بازگشتند و از پيش رو و پشت سر سربازان اسلام را احاطه كرده و مجدداً نبرد ميان آنان آغاز گرديد .
علت اين شكست ، از ناحيهء كوتاهى آن گروهى بود كه براى هدفهاى مادى سنگر را خالى گذاردند ، و ندانسته راه ورود را براى دشمن باز كردند ، به طورى كه نيروى سوارهنظام قريش ، به فرماندهى خالد بن وليد ، از پشت سر وارد جبهه گرديد .
حملهء خالد با حملهء عكرمه فرزند ابو جهل تأييد شد ، در اين هنگام ، هرج و مرج بىسابقه و شگفتآورى در ارتش اسلام بوجود آمد . مسلمانان چاره نديدند جز اين كه به طور دستههاى پراكنده به دفاع بپردازند ، ولى چون رشتهء فرماندهى از
فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص٢٧٧