عمير » كه پرچمدار مسلمانان بود ، پيامبر صلى الله عليه و آله پرچم را به على عليه السلام داد . علت اينكه نخست « مصعب » حامل پرچم بود ؛ شايد اين بوده كه وى از قبيلهء بنى عبد الدار بود ، و پرچمداران نيز از اين قبيله بودند . « 1 »
« طلحة ابى طلحة » ، كه او را « كبش الكتيبة » « 2 » مىگفتند ؛ نعرهكشان وارد ميدان گرديد و فرياد كشيد و گفت :
ياران محمد منطق شما اين است كه كشتگان ما در دوزخند ولى كشتگان شما در بهشت ، آيا با اين وضع كسى هست كه من او را به بهشت روانه كنم ، يا او مرا به دوزخ ؟ صداى او در ميدان طنينانداز بود ، على عليه السلام پيش رفت و پس از زدوخوردى چند ، طلحه با ضربات على از پاى درآمد و روى خاك افتاد .
با كشته شدن طلحه ، نوبت پرچمدارى به تناوب به دو برادر وى رسيد ، و هر دو به وسيلهء تير « عاصم ثابت » از پاى درآمدند .
از سخنرانى امير مؤمنان ، در روزهاى « شورا » كه پس از مرگ خليفهء دوم تشكيل گرديد ، استفاده مىشود كه :
ارتش قريش نه نفر را براى پرچمدارى « ذخيره » كرده بود ، و بنا بود كه آنان به ترتيب مخصوصى حامل پرچم گردند . به اين ترتيب كه اگر اولى كشته شود ، دومى پرچم را بردارد ، تا برسد به آخر . و همهء اين پرچمداران از دلاوران قبيلهء « بنى عبد الدار » بودند و روز احد ، با شمشير على عليه السلام كشته شدند . پس از اينها يك غلام حبشى به نام « صوأب » كه هيكلى مهيب و قيافهء وحشتآورى داشت ، پرچم را برداشته و مبارز خواست كه او نيز با ضربت آن حضرت از پاى درآمد .
على عليه السلام در انجمن بزرگى كه ياران پيامبر صلى الله عليه و آله در آنجا گرد آمده بودند ، رو به آنها كرد و فرمود : آيا به خاطر داريد كه من شرِّ نه نفر از قبيلهء « بنى عبد الدار » را كه هر يكى مبارزطلبان ، پس از ديگرى پرچم به دست مىگرفت و نعره مىكشيد ؛ از سر شما كوتاه كردم ؟ همهء حضار امير مؤمنان را تصديق كردند . « 3 »
بار ديگر فرمود : به خاطر داريد پس از آن نه نفر ، « صوأب » غلام حبشى وارد
هامش
( 1 ) . اين نظر از بلاذرى نقل شده است .
( 2 ) . مرد شماره يك پيشقراولان لشكر .
( 3 ) . تفصيل كشته شدن نُه پرچمدار به وسيله على عليه السلام را ، مجلسى در « بحار » ، ج 20 / 51 نقل نموده است .