ميدان شد ، در حالى كه هدفى جز كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله نداشت ، و به قدرى خشمناك بود كه دهان او كف كرده و چشمانش سرخ شده بود ؛ شماها از ديدن اين جنگآورِ مهيب ، وحشتزده عقب رفتيد ولى من پيش رفتم ضربتى بر كمر او زدم و او را از پاى درآوردم ؟ باز حضار همگى تصديق نمودند .
ملتى كه براى شهوت مىجنگيدند
از اشعارى كه هند و سائر زنان براى تحريك سربازان قريش مىخواندند ، و با دف و دايره آنها را به خونريزى و كينهجوئى دعوت مىكردند ؛ معلوم مىشد كه اين ملت براى معنويت ، پاكى ، آزادى ، فضايل اخلاقى نبرد نمىكردند ؛ بلكه محرك آنها امور جنسى و نيل به شهوات مادى بوده است . ترانهاى را كه زنانِ دايرهزن ، با آهنگهاى مخصوصى در ميان صفوف لشكر مىخواندند به قرار زير بوده است :
نحن بنات طارق * نمشي على النمارق
ان تقبلوا نعانق * أو تدبروا نفارق
يعنى ما دختران طارقيم ، روى فرشهاى گرانبها راه مىرويم . اگر رو به دشمن كنيد ، با شما همبستر مىشويم و اگر پشت به دشمن نماييد و فرار كنيد ، از شماها جدا مىشويم .
بىشك ، ملتى كه نبرد و جنگ آنها بر محور امور جنسى باشد و هدفى جز نيل به امور مادى و لذائذ حيوانى نداشته باشد ؛ با ملتى كه براى هدف مقدسى مانند گسترش آزادى ، و بالا بردن سطح افكار ، و آزاد ساختن بشر از اسارت چوب و گِلپرستى ، نبرد مىكند ، فرق روشن و فاصلهء غير قابل مقايسهاى دارند . روى اين دو انگيزهء مختلف كه در روح اين دو گروه بود ، چيزى نگذشت كه در پرتو جانبازى سرداران رشيد اسلام ، مانند على عليه السلام و حمزه و ابو دجانه ، و زبير و . . . لشكر قريش اسلحه و غنائم خود را زمين نهاده و با فضاحت عجيبى پا به فرار گذاردند و افتخارى بر افتخارات سربازان اسلام افزوده شد . « 1 »
هامش
( 1 ) « سيرهء ابن هشام » ، ج 2 / 68 ؛ « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 194 .