هم گسيخته شده بود ، سربازان اسلام نتوانستند در اين دفاع موفقيتى به دست آورند ، بلكه تلفات سنگينى بر آنان وارد آمد ، و چند سرباز مسلمان نيز بدون توجه ، به دست ساير سربازان مسلمان كشته شد .
حملات خالد و عكرمه ، روحيهء ارتش قريش را تقويت كرد . نيروى فرارى قريش ، بار ديگر وارد جبهه گرديد و به پشتيبانى آنها پرداخت و مسلمانان را از هر طرف به محاصره افكند و گروهى را كشتند .
خبر كشته شدن پيامبر صلى الله عليه و آله منتشر مىشود
« ليثى » ، رزمندهء شجاع قريش به پرچمدار رشيد اسلام مصعب بن عمير حمله كرد ، و پس از ضربات زيادى كه ميان آنها رد و بدل شد ، پرچمدار اسلام به شهادت رسيد . صورت سربازان اسلام پوشيده بود ، وى به گمان اينكه مقتول پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است بىاختيار فرياد زد و به سران ارتش اعلام كرد : « أَ لا قَد قُتِلَ مُحَمدُ » ؛ « هان اى مردم ! محمد كشته شد . »
اين خبر دروغ ، دهان به دهان ميان ارتش قريش انتشار يافت . سران قريش به قدرى خوشحال بودند كه صداى آنها در سرتاسر ميدان طنينانداز بود ، همگى مىگفتند : « أ لا قَد قُتِلَ مُحمدُ ، أَ لا قَد قُتِلَ مُحَمّدُ » .
انتشار اين خبر بىاساس ، باعث جرأت دشمن گرديد ، و لشكر قريش موجآسا به حركت درآمد . هر كس تلاش مىكرد در بريدن اعضاى محمد صلى الله عليه و آله شركت نمايد و از اين راه افتخارى در جهان شرك به دست آورد .
اين خبر به همان اندازه كه در تقويت روحيهء لشكر دشمن ، تأثير داشت ، روحيه مجاهدان اسلام را نيز به شدت تضعيف نمود ، به طورى كه گروه بىشمارى از مسلمانان دست از جنگ كشيدند و به كوه پناه بردند و تنها گروه انگشتشمارى در ميدان باقى ماند .
آيا مىتوان فرار عدهاى را انكار كرد ؟
فرار اصحاب را نمىتوان انكار كرد و صحابى بودن آنها ، و يا اينكه همين