تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
بالاتر از همه اين‌كه : اگر ارتش اسلام در اين نبرد پيروز گردند چه بهتر و اگر در اين نبرد شكست خوردند و كشته شدند ، شما اى پيامبر به وسيلهء شتران تندرو ، همراه پاسداران برج فرماندهى ، با انجام دادن يك رشته عمليات « تأخيرى » كه دشمن را از پيشروى بازدارد خود را به مدينه برسانيد . در آنجا مسلمانان زيادى هستند كه از وضع ما بىاطلاعند و اگر از اوضاع آگاه گردند از شما كاملًا حمايت مىكنند ، و به پيمانى كه با تو بسته‌اند تا آخرين لحظهء زندگى عمل خواهند نمود . پيامبر صلى الله عليه و آله در حق « سعد معاذ » دعا فرمود و دستور داد كه پناهگاهى روى تپه‌اى كه مشرف به ميدان باشد بسازند و مقر فرماندهى را به آنجا انتقال دهند .

حركت قريش

بامدادان ، روز هفدهم رمضان سال دوم هجرت ، قريش از پشت تپهء ريگ به دشت « بدر » سرازير شدند . هنگامى كه چشم پيامبر صلى الله عليه و آله به قريش افتاد ، رو به آسمان كرد و گفت : خدايا ، قريش با كبر و اعجاب به جنگ تو و تكذيب رسول تو برخاسته است ، پروردگارا كمكى را كه به من فرموده‌اى ، محقق نما و آنان را از امروز هلاك ساز . « 1 »

شوراى قريش

نيروهاى قريش در نقطه‌اى از بدر متمركز شدند ، ولى از قدرت مسلمانان و تعداد آنها آگاه نبودند . براى تحصيل آمار سربازان اسلام ، « عمير بن وهب » را كه مردى دلاور و در تخمين زدن جمعيت ماهر بود مأمور كردند كه شمارهء ياران محمد صلى الله عليه و آله را به دست آورد . او با اسب خود در اطراف اردوگاه سربازان اسلام گردش كرد و بازگشت ، و گزارش داد شمارهء مسلمانان در حدود سيصد نفر است . ولى گفت : لازم است با يك گردش ديگر ببينم كه آيا در پشت سر ،
هامش
( 1 ) . اللهم هذه قريش قد اقبلت بخيلائها تحادك و تكذب رسولك الخ .