تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرازهايى از تاريخ پيامبر اسلام ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
سخنان فريبندهء ابو جهل ، قريش را بر آن داشت كه از آن نقطهء حركت كنند و در نقطه مرتفعى از بيابان ، پشت تپه‌اى فرود آيند . باران شديدى باريد كه راه رفتن را براى قريش سخت كرد و آنان را از پيشروى بازداشت . اما باران در منطقهء سرازيرى بيابان ( العُدوة الدنيا ) كه رسول گرامى صلى الله عليه و آله در آنجا تمركز داشت اثر سوئى نگذاشت . « بدر » منطقهء وسيعى است كه نقطهء جنوبى آن بلند ( العُدوة القصوى ) و منطقهء شمالى آن پست و سرازير ( العُدوة الدنيا ) مىباشد . در اين دشت وسيع آب‌هاى مختلفى به وسيلهء چاه‌هائى كه در آن حفر شده بود ، وجود داشت ، و پيوسته بارانداز كاروان‌ها بود . « حباب بن منذر » ، كه يكى از افسران كارآزمودهء جنگى بود به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله گفت : آيا به فرمان خدا در اينجا فرود آمديد ، يا اينكه اينجا را براى نبرد مناسب ديديد ؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : دستور خاصى در اين قسمت وارد نشده است و اگر نقطهء مناسب‌ترى در نظر شما باشد بگوييد . چنان كه مصالح جنگى اقتضا كند تغيير مكان مىدهيم . « حباب » گفت : مصلحت اين است كه در كنار آبى كه به دشمن نزديك است فرود آييم ؛ سپس كنار آن حوضى بسازيم كه براى خود و چهارپايان هميشه آب در اختيار داشته باشيم . حضرت نظر افسر خود را پسنديد و فرمان حركت داد . اين جريان به خوبى مىرساند كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله در امور اجتماعى به مشورت و رعايت افكار عمومى فوق العاده اهميت مىداد . « 1 »

« عريش » يا برج فرماندهى

سعد معاذ ، به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد بهتر است براى شما سايبانى روى تپهء بلندى بسازيم كه سرتاسر ميدان نبرد چشم‌انداز آن باشد ، و به وسيلهء پاسدارانى مراقبت گردد ، و فرمان فرماندهء كل قوا وسيلهء افراد خاصى به فرماندهان جزء برسد .
هامش
( 1 ) . « سيرهء ابن هشام » ، ج 1 / 620 ؛ « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 144 .