خود ، گرويدهايد ؟ « جعفر بن ابى طالب » چنين پاسخ داد :
ما گروهى بوديم نادان و بتپرست ؛ از مردار اجتناب نمىكرديم ، پيوسته به گردِ كارهاى زشت بوديم ، همسايه پيش ما احترام نداشت ، ضعيف و افتاده محكوم زورمندان بوديم ، با خويشاوندان خود به ستيزه و جنگ برمىخاستيم . روزگارى به اين منوال بوديم ، تا اينكه يك نفر از ميان ما كه سابقهء درخشانى در پاكى و درستكارى داشت ، برخاست و به فرمان خدا ما را به توحيد و يكتاپرستى دعوت نمود ، و ستايش بتان را نكوهيده شمرد ، و دستور داد در رد امانت بكوشيم ، و از ناپاكىها اجتناب ورزيم ، و با خويشاوندان و همسايگان خوشرفتارى نماييم و از خونريزى و آميزشهاى نامشروع و شهادت دروغ ، خيانت در اموال يتيمان و نسبت دادن زنان به كارهاى زشت ، دور باشيم .
به ما دستور داد : نماز بخوانيم ، روزه بگيريم ، ماليات ثروت خود را بپردازيم . ما به او ايمان آورده ، و ستايش و پرستش خداى يگانه نهضت نموديم ، و آنچه را حرام شمرده بود حرام شمرده ، و حلالهاى او را حلال دانستيم ؛ ولى قريش در برابر ما قيام كردند ، و روز و شب ما را شكنجه دادند ، تا ما از آيين خود دست برداريم و بار ديگر سنگها و گلها را بپرستيم ، گرد خبائث و زشتىها برويم . ما مدتها در برابر آنها مقاومت نموديم ؛ تا آنكه تاب و توانائى ما تمام شد . براى حفظ آيين خود ، دست از مال و زندگى شسته ، به خاك حبشه پناه آورديم .
آوازهء دادگرى زمامدار حبشه ، بسانِ آهنربا ما را به سوى خود كشانيد ، و اكنون نيز به دادگرى او اعتماد كامل داريم . « 1 »
بيان شيرين و سخنان دلنشين « جعفر » ، به اندازهاى مؤثر افتاد كه شاه در حالى كه اشك در چشمان او حلقه زده بود ، از او خواست تا مقدارى از كتاب آسمانى پيامبر خود را بخواند . جعفر ، آياتى چند از آغاز سورهء « مريم » را خواند و به خواندن آيات اين سوره ادامه داد و نظر اسلام را دربارهء پاكدامنى مريم ، و موقعيت عيسى روشن ساخت . هنوز آيات سوره به آخر نرسيده بود ، كه صداى گريهء شاه ، و اسقفها بلند شد ، و قطرات اشك ، محاسن و كتابهايى را كه در
هامش
( 1 ) . « تاريخ كامل » ، ج 2 / 54 - 55 ؛ « تاريخ طبرى » ، ج 2 / 73