است و آن كه كوچكتر از آن است و در بحرجه دريا در مكانى كه مسمى به ابىالكيزان است واقع گشته ، ارتفاع آن از سطح دريا شصت و يك فوت است و عرض آن چهارده فوت و اين دريا جزر و مد دارد و جزر و مد آن را حالت معين باشد و تابع حركت قمر است ، از وصول قمر به دايرهء نصفالنهار زمان مد آن است و از نصفالنهار به آن طرف اوا جزر آن ؛ و هر يك شش ساعت امتداد دارد .
سهشنبه بيستم چهار ساعت از روز گذشته ، فنر اول را از دور مشاهده كرديم و هنگامى كه در سالون كشتى نهار صرف مىشد فنر دوم را ديديم و پس از آن در جزيرهء كوچكى ما بين شمال و مغرب ، ملاحظه كرديم كه ميان آنها اندك فاصلهاى داشت و از دور متصل به يكديگر به نظر مىآمدند . و شب چهار ساعت به صبح مانده از محاذات دو سنگ بزرگ گذشتيم ، ولى شب بود نديديم .
چهارشنبه بيست و يكم باد وزيدن گرفت و دريا اندكى تلاطمى به هم رسانيده ، حركت كشتى رو به اعوجاج گذاشت . پنج ساعت و نيم به غروب مانده فنر سيم را از دور مشاهده كرديم ؛ درست معلوم نمىشد كه به چه وضع است . شكل آن در خريطه كپيتان بود ؛ خريطه را از كپيتان خواسته ملاحظه كرديم ، مشكل آن را در حاشيهء خريطه كشيده بودند ، بسيار غريب و بديع بود .
پنجشنبه بيست و دوم دو ساعت از دسته گذشته به قرب محاذات رابغ رسيديم ، چون رابغ محاذى جُحْفه است و جحفه از جمله مواقع است كه حجاج شام و مصر در آنجا احرام مىبندند و محرم مىشوند و اكنون جحفه خراب شده ؛ رابغ كه محاذى آنجا است ميقات قرار دادهاند . لهذا به حكم احكام مناسك قرار داديم در ميان دريا ، در محاذات رابغ ، احرام ببنديم . كشتى سلطانى را كه در اطاعت ما بود ، محظ ملاحظهئ احتياط حكم كرديم قدرى پيشتر از نقطهء محاذات نگاه داشته لنگر انداختند . اول مستحبات احرام را از تنظيف بدن و غسل و دعا بعد از فريضه ظهر به عمل آورديم ؛ پس از آن به واجبات احرام پرداخته ، اول دو جامه احرام پوشيديم ؛ ثانى نيت كرديم كه احرام مىبنديم براى عمرهء تمتع از حجةالاسلام براى اطاعت و فرمانبردارى خداوند تعالى . سيم تلبيه گفتيم ، بدين نحو : لبّيك اللّهم لبّيك ، لبيك لا شريك لك لبّيك ، أنَّ الْحَمْدَ والنِّعْمَةَ لكَ وَالْمُلْك ، لا شَريك لك
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
ص٩٩