شهر قديم سلطانيه
سلطان محمد خدابنده بن ارغوانخان ، در عهد برادر خود غازانخان ، ايالت خراسان داشت . بعد از غازانخان به آذربايجان آمده پادشاه شد و خواجه رشيدالدين فضلالله و خواجه سعدالدين را وزارت بخشيد و شهر سلطانيه را دارالملك خود قرار داد . گويند طول اين شهر دو فرسنگ و عرضش يك فرسنگ بوده است و مساجد و مدارس و مريضخانه داشته است و در اين شهر گنبد عظيم بنا نهاده و مذهب تشيع اختيار كرده است و اسامى ائمه عليهم السلام را بر روى سكهها نقش نمود و بعد از سيزده سال سلطنت وفات يافته است . صاحب وصّاف كه معاصر او بوده ، در تاريخ وفات او اين بيت را گفته :
از هفتصد و شانزده چو نه ماه گذشت * درگاه و كلاه خسروى شاه گذاشت
و اين دهكده كه حالا موجود است ، ارك شهر سلطانيه بوده و ساير آثار اين شهر در زير خاك است و اين شهر از صدمات افغان خراب شده . در ايام نادرشاه مجدداً آباد شده ، پس از آن باز خراب گرديده است .
گنبد شاهخدابنده
شكل گنبد مثمّن و مرتفع است . تقريباً هشتاد ذرع ارتفاع دارد و محيط آن نيز همينقدر است و در ديوار داخله گنبد آيا قرآن را به خط ثلث نوشتهاند . ميان طاقهاى آن طلا و لاجور داشته ، ريخته محو شده است و در طاق آن شكست پيدا كرده . و سه در داشته و چهار ستون مرمر در آنجا بوده كه در عهد خاقان مغفور به طهران آوردهاند . در طرف جنوبى گنبد مكانى است كه آن را تربت نامند . گويند از خاك نجف اشرف آورده به آنجا ماليدهاند . چنين گويند كه شاهخدابنده خيال داشته ، جسد مبارك حضرت ولايت مآب را از نجف آورده در آنجا دفن نمايد . آن حضرت را در خواب ديد كه اين فرمايش را به او فرمودند ، لهذا موقوف كرد فرمودند ( شاهخدابنده سَنَنْكه سَنْده مَنمْكه مَنْده ) و در زير سطح گنبد سرداب بزرگى است كه مىگويند خدابنده در آنجا مدفون است . راه سرداب