به غروب مانده وارد عمارت شده با پاشا در آنجا منزل كرديم . ده دوازده حياط و حمامى در عمارت هست . حمام خرابهء ديگر هم در خارج عمارت مىباشد . سلطانيه سابقاً خانوار زياد داشته و دو قنات دارد ، يكى را به جهت زراعت مى رند ؛ آبش گوارا و سرد است و ديگرى به عمارت مىرود ، به خوبى آب اولى نيست .
عمارت سلطانيه
اين عمارت در بلندى واقع است و بانى آن خاقان مغفور - طابثراه - بودند . پس از آن در روزگار اين دولت جاويد مدّت عليّه تجديد عمارت شده ، بناى آن را به طرز بناى اين زمان اختيار كردهاند . ابنيهء آن مرغوب و باصفا است و سركار اعليحضرت قدر قدرت شاهنشاهى - روحنافداه - چندين سفر با اردوى بسيار معتبر به اين عمارت آمدهاند و الحق از آثار خوب اين دولت است .
شنبه چهاردهم دو ساعت و نيم از دسته گذشته ، از سلطانيه حركت كرديم . قدرى كه رفتيم ، در سمت يمين گنبد كوچكى نمودار شد . كويند بقعهء امامزاده قاسم است كه از اولاد حضرت موسى بن جعفر عليه السلام است . بعد از آن بقعهء امامزاده ابراهيم نمودار شد كه نيز از اولاد حضرت موسى بن جعفر است . پس از آن در طرف يمين گنبد و آثار مخروبهاى از حجرات و مدرسه پديدار شد . گويند كه بقعهء سلطان چلبى است ؛ از خانوادهء سلطنت بوده ، خود را از آن مقامات خلع كرده به تحصيل علوم پرداخته ، در اينجا وفات يافته است . بعد از آن بقعهء حسنكاشفى شاگرد علامه است كه به جهت ترويج شريعت او را به اين حدود فرستاده است . بعد از آن به خود قريهء سلطانيه رسيديم كه دهكده معتبرى است . چمن بسيار وسيع دارد كه در فصل بهار علف آن بسيار است . سابقاً هشتصد خانواد رعيت داشته ، ولى حالا دويست خانوار است و در خانهء سيد محمدباقر نامى قرآن به خط كوفى هست كه گويند خط مبارك جناب سيد سجاد عليه السلام است . گويند سلطان سليم عثمانى با قشون فراوانى به اين چمن آمد و به طورى برف بود كه لشكر وى قريب به هلاكت رسيدند . كثرت برف مايه قطع دعوا و حرف شد . و در سلطانيه گنبد بسيار عظيمى است كه معروف به گنبد شاهخدابنده است و اين دهكده در عهد سلاطين مغول شهر بزرگى بوده است .