تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
دوشنبه نهم از سرچم حركت كرديم و غروب وارد نيك‌پى شديم . اراضى اين راه غالباً پنچ و خم داشت ؛ رودخانهء زنجان هم در همه جا جارى بود . نيم‌فرسنگ به نيك‌پى مانده ، تقىخان پسر مرحوم اميرالامراء با اسب و يدك از جانب جناب ايلخانى به استقبال آمده بود . كاغذى ، جناب معزىاليه به ما نوشته بود . جواب نوشته و ضمناً اطلاع داده بودم كه منزل ما را در بيرون معين كرده ، در باغ حاجىداداش چادر بزنند و از براى سليمان‌پاشا سوار و كالسكه به استقبال بفرستند . راه نيك‌پى به واسطهء بارندگى زياد ، گِل چسبنده داشت و اسب به زحمت عبور مىنمود . سه‌شنبه دهم دو ساعت از دسته رفته ، از نيك‌پى حركت كرديم و دو ساعت به غروب مانده به باغ حاجىداداش كه در زنجان براى ما معين شده بود وارد شديم و چون درد دست اذيت مىنمود ، پاشا را جلوتر با كالسكه و سوارهايى كه جانب ايلخانى به استقبال فرستاده بود فرستاديم و خودمان قدرى در بين راه مكث كرده ، يكى دو ساعت عقب‌تر وارد شديم . جناب ايلخانى هم با صاحب‌منصبان و سوار و پاره‌اى از تجار و اعيان ، تا يك فرسخى به استقبال آمده بودند . همگى به طرف شهر آمده از پشت بارهء شهر دور زده به باغ مزبور وارد شديم . چهارشنبه يازدهم مهمان ايلخانى بوديم . به عمارت حكومتى رفتيم . خود ايلخانى تا درب عمارت استقبال نمود . وارد اطاق شده مشغول صحبت شديم و غليانى صرف نموديم . چون عادت به نهار نداشتم ، حمام رفتيم و ساير اجزا با سليمان‌پاشا و مهمان‌ها نهار صرف كردند و تا عصر در آنجا مانده مراجعت كرديم . پنج‌شنبه دوازدهم در باغ به سر برديم . عصرى ايلخانى آمد با او صحبت داشتيم و از صحبت‌هاى او محفوظ شديم . جمعه سيزدهم از زنجان حركت كرديم . ايلخانى و تمام صاحب‌منصبانى كه به استقبال ما آمده بودند مشايعت كردند . اراضى راه امروز بسيار خوب و باصفا و صحرا سبز و خرم بود . ايلخانى و سايرين تا قريهء سايان آمدند . از آن‌جا وداع نموده رفتند ؛ مسافت راه امروز تا سلطانيه پنج فرسنگ بوده و هوا هم ابر و بارندگى شد . به چمن سلطانيه كه رسيديم ، مزرعه‌اى در سمت يمين ديده شد كه تازه دو سال است احداث كرده‌اند . سه ساعت و نيم