كه از طهران مالها را آورده بودند در اينجا به ما رسيدند .
چهارشنبه چهارم كاغذى به جناب امير نظام نوشته ، درشكه و مالها و آدمهاى ايشان را مرخص كرديم رفتند ، دو ساعت از روز گذشته ، از حاجىآقا حركت نموديم و غروب وارد قراچمن شديم . اراضى راه امروز بسيار سبز و خرم و باصفا بود . از حاجىآقا كه گذشتيم و مسافتى طى كرديم چمن اوجان نمودار شد ، هوا ترشحى داشت ، در كنار چمن ايستاده غليانى صرف كرديم . از آنجا گذشته ، مسافتى طى كرده به كاروانسراى دواتگر رسيديم و اين كاروانسرا در عهد شاهعباس ثانى ساخته شده ، اشعار تاريخ آن را در سنگ بالاى درب كاروانسرا نوشتهاند و آن اشعار را در اينجا نوشتيم .
عطاى داد خدايى چو از خزانهء خود * كليد ملك به عباسشاه ثانى داد
ز عدل و داد شَهَنشاه مشرق و مغرب * گرفته بود به كف هر كسى زمام مُراد
جناب خواجه محمدحسين گيلانى * كه كرد خانهء دنيا و آخرت آباد
به عزم نيك و رضاى خدا و نيّت خير * در اين رباط دو در اين بناى خير نهاد
به جَلددستى استاد گنجى و بنّاء * درِ مسرّت و شادى به روى خلق گشاد
شنيدم از پى تاريخ هاتفى مىگفت * مكان امن زنيكان بود بهشتْ آباد
پنجشنبه پنجم از قراچمن حركت كرديم . پنج ساعت از دسته گذشته وارد تركمانچاى شديم . مسافت سه فرسنگ بود و اراضى دو طرف راه زراعت و سبز و خرم بود . يك فرسخ به تركمانچاى مانده ، قريهء مهماندوست و باغات آن در يسار جاده بود . در آنجا مَلَه هست و غربا را آميزند . تركمانچاى در جلگهء مخفضى واقع است ؛ ده بسيار بزرگى است و خانههاى رعيتى آنجا زياد است و در اين قريه عقد مصالحهء روس و ايران بسته شد .
جمعه ششم دو ساعت از دسته گذشته ، از تركمانچاى حركت كرديم و همه جا رو به مشرق مىرفتيم . سه ساعت و نيم به غروب مانده وارد ميانج شديم . اراضى اين راه تماماً سبز و خرم و زراعت بود . در اواخر منزل راه سخت شد ، به رودخانهء قورىگل كه رسيديم سوارهء لطفعلىخان شاطرلو كه صد و پنجاه نفر است ، با اكبر ميرزا پسر مرحوم قهرمان ميرزا كه حاكم سراب و شقاقى است ، در عرض راه ايستاد و به استقبال آمده بودند . بيست نفر قزّاق را هم فرزندى ناصرالدوله از اردو به استقبال فرستاده بود و راپورت