جبّه ماشنى ديديم كه آب را به مرتبهء اعلا براى خاموش كردن حريق مىرساند . قدرى آب را به منارهء مرتفعى كه در آنجا بود رساندند . تماشا كرديم . بعد از معاودت به منزل نموديم .
يكشنبه هفدهم بناى حركت گذارديم . چون اسبهاى دُرغه و تيرانتاش و عراده و فَرغون كه از تفليس تا جلفا حركت مىنمايند و مسافر احمال و اثقال را حمل مىكنند ، آنقدرها در منازل نبود كه جمعيت ما در يك روز حركت بدهد ، لهذا اين جمعيت را سه دسته كرديم كه هر دسته به فاصلهء يك روز حركت نمايند . منشىباشى و حكيمباشى و مترجم سفير كبير با آدم سليمانپاشا و يك نفر فراشخلوت و شربتدار را روز يكشنبه روانه كرديم كه روز ديگر خودمان برويم و بعد از ما ، فرزندى سليمان ميرزا با بعضى اتباع بروند . امروز منشى باشى و حكيم باشى و غيرا رفتند ، ما و ساير اجزا مانديم كه فردا يا پسفردا به تدريج برويم . امروز هم در قونسولخانه بسر برديم و هوا هم ابر بود و از صبح تا نزديك عصر چند ساعت باران زيادى باريد و طرف عصر هوا صاف شده خيلى باصفا و طراوت گرديد .
وصف تفليس
تفليس در عهد خلافت عثمان بن عفّان به دست لشكر اسلام فتح شده است . شاه شهيد آقا محمدخان ميرور - طاب ثراه - نيز در سنهء 1210 با والى گرجستان جنگ كرده شكست دادند و از كوهى كه در جنوبى شهر تفليس است بر شهر حمله آورده ، تفليس را قتل و غارت كردند . و وقتى كه شاه شهيد به عزم تفليس مىرفتند ، والى گرجستانى لشكر فرستاده بودند . شاه شهيد در ميان درهء طولانى و عميق كه در ياغلوجه است ، پنهان شده بودند ، از آنجا حملهآور شده آمدند و شهر را تاختند و صفت ياغلوجه در موقعش بيان خواهد شد . گويند ، لفظ « گشايش تفليس » تاريخ اين قضيه است ، ولى يكسال زياد است و در تاريخ ، يكسال كم و زياد چندان عيب نباشد . و اين شهر در دامنهء كوه واقع است و طول شهر از كوه جنوبى به كوه شمالى است . كوه جنوبى بسيار بلند و سخت است . در فراز آن علامت برج و بارهء قديم است كه وُلات گرجستان داشتهاند و در ميان شهر نيز از طرف جنوب ، آثار برج و باره و ديوار قديم است كه از سنگ و گچ ساختهاند و كليسيايى