از خدمهء كليسيا در اطراف آن سُكنى دارند و در ميان آن كوه ، در ميان دره ، آبادى و باغات است ، چون مواجه چاپارخانه كوه است ، كليسيا نمودار نيست . و از سوقانلو دوازده ورس كه طى نمايند پستخانه ياغلوجه است كه چاپارخانهء سيم است ولى آب ندارد ، بايد يك ورس طى كرده از كُر بياورند . فضاى ياغلوجه آبادى زياد دارد ولى اشجار غرس نمىنمايند ، چندين ورس درهماهور دارد و در وسط درهماهور قراولخانه ساختهاند ؛ آن قراولخانه نيز آب ندارد . از رودخانه كُر مىآورند و تا رودخانه ، هفت ورس مسافت است . در آنجا هر چه چاه بكنند آبش شور است و در ميان تپهماهور ، درهء طولانى عميق است كه آن را شاه كزْلِنِن نامند ، همان دره است كه آقا محمدشاه شهيد - طاب ثراه - در فتح تفليس در آنجا پنهان شده بودند . نكتهء ساختن قراولخانه هم در آن تپهماهور گويا همين است كه بعدها كسى در آن حدود بُسقو نكند . و بعد از تپهماهور تا ده ورس به آخر منزل مانده ، خيابانى است كه رو به جنوب امتداد دارد و ده ذرع عرض آن است . آب كُر از راه دور مىشود و در هر جا ، در دوره ياغلوجه مىگردد . از ياغلوجه بيست و دو ورس كه طى مىنمايند پستخانهء آلْكِت نمودار مىشود كه پستخانهء چهارم است . چاپارخانه آب ندارد ، بايد مسافتى طى كرده از رودخانه بياورند . بر مسلمين بد مىگذرد .
رودخانهاى كه در نزديكى آن است ، قنطرهاى از سنگ بر روى آن ساختهاند كه يك چشمه دارد و رودخانه از جنوبى چاپارخانه مىگذرد . از آلْكِت بيست ورس كه مىگذرند ، قريهء صلاحلو نمودار مىشود كه پستخانهء پنجم در آنجا است . قريهء معتبرى است ، هشتصد خانوار رعيت دارد ، چاپارخانه هم در نزديكى اين قريه واقع است .
رودخانهء كُر از كنار چاپارخانه مىگذرد و صحراى صلاحلو تماماً بيشه است كه آن را قرايازى گويند . انواع حيوانات از مرال و خرس و آهو و غيره در آنجا يافت مىشود و اين بيشه را از طرف دولت قوروق كردهاند . ابتداى آن از ياغلوجه است و انتهاى آن قراولخانه مينكهچور است . رودخانهء كُر در همه جا پيدا است ؛ گاهى به قدر دوهزار قدم دور مىشود و گاهى دويست قدم نزديك . ده ورس به صلاحلو مانده قريهء سخلو است .
قبرستان طايفه سخلو هفت ورس دور تر از قريهء سِخلو است . نزديك قبرستان رودخانهء خرام است . از سِنقكرپى مىگذرد ؛ سِنقكرپى به تركى به معنى پل شكسته است . يك پايه از پل سابق باقى است كه
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 297
مساهمون: سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
ص٢٩٧