بودند . حالت عزادارى آنها خيلى اثر مىنمود . بالجمله درشكههاى متعدده حاضر كرده بودند ؛ خودمان با اجزا ، به اتفاق سليمانپاشا و همراهان او به طرف قونسولخانهء دولت عليّهء ايران رفتيم . حاكم پوتى و تمام صاحبمنصبها و مستقبلين تا آنجا آمده قدرى نزد ما نشسته رفتند . سيد على ماند . از او بعضى احوالات پرسيديم ، سيد حراف سخنورى بود .
در بيان صفت رودخانهء رِيَونْ
رودخانهء عظيمى است و از كوتايس كه يكى از شهرهاى راه تفليس است تا به پوتى مىآيد . آب رودخانهء قودىريله كه آن هم از رودخانههاى راه تفليس است ، با آب ساير رودخانهها بر آن داخل شده و در نزديكى پوتى دو شعبه مىشود و به دريا مىريزد . و آب اين رودخانه هميشه گلآلود است و طغيان دارد و اطراف آن در پوتى جنگل است و در دو طرف رودخانه مانند خانههاى رشت و مازندران خانه ساختهاند . عمارت يمين بيشتر از عمارت يسار است و در سمت يسار منارهاى است كه سى و شش ذرع ارتفاع دارد . فنرى بر بالاى آن گذاردهاند كه شبها به جهت هدايت سفاين روشنى مىنمايند و تا بيست ميل انگليسى از دريا نمودار است و اگر هوا صاف و مهتاب باشد ، از باطوم هم نمودار مىشود . و در اطراف فنر چند عمارت است و چوبى هم در طرف آن نصب كردهاند و بيرقهاى چهار دولت را بر آن آويختهاند كه هر كشتى از دور مىآيد با بيرق آن موازنه كرده بدانند كه كشتى كدام دولت مىآيد تا آنكه به تكليفات خود رفتار نمايند .
بندر پوتى
پوتى بندر معمورى است . كارخانهها و كليسياها دارد ؛ از جمله كليسياى روسها است كه اشكال حضرت عيسى و حواريين را خوب كشيدهاند . جمعيت مختلفه از چركس و لزگى و گرجى و داغستانى و مسلمان و باش آجق فرنگى در آنجا است ، ولى هواى آنجا خيلى رطوبت دارد ، رطوبتش از گيلان هم زيادتر است و كوچهها غالباً گل است و در ميان آبادى ، خيابانى است دو طرف آن سبز و خرم است و در نزديكى اسكله ، باغى است ؛ در سرداب آن ساعت بزرگ نصب كردهاند . از اسلامبول تا پُوتى به خط مستقيم پانصد