رود نيل مصر
ابنالوردى گويد :
دِيارُ مِصْر هىالدّنيا و ساكِنُها * هُمُ الأنام فَقابِلْها بِتفضيل
يا مَنْ تُباهى بِبَغدادٍ ودَجْلَتها * مِصْرُ مُقدّمة وَالشّرحُ لَلنيل
رود نيل از غربى مصر جديد مىگذرد . منبع آن را بعضى گويند از جبال بلخ است كه كوه قاف باشد ؛ ولى مشهور اين است از جبل قمر است و جبل قمر عظيمى است . شانزده درجه وراء خط استوا واقع شده است ، بر سمت جزء رابع از اقليم اول ، و كوهى از آن بزرگتر در عالم نيست و چشمههاى بسيار از آن جارى است . مصبّ بعضى بُحيْرهاست كه در آنجا است و مصب بعض ديگر ، بحيرهء ديگر است و بعد از آن ، انهار كثيره از بحيرتين خارج شده ، تماماً در يك بحيره وارد مىشود و در نزديكى خط استوا ، در ده منزلى جبل قمر است و از اين بحيره دو نهر خارج مىشود ، يكى به ناحيهء شمال مىرود كه در سمت بحيره است و آن نهر را نيل مصر گويند و تا وارد نيل شود هزار و دويست ذرع مسافت طى مىكند و از سنگهاى جبال مىگذرد و اين نيل بعد از ناحيه شمالى به براد نوبه مىگذرد و از آنجا به بلاد مصر و بعد شعب متقاربه به هم مىرساند كه هر يك را خليج مىگويند و تمام آنها در اسكندريه به بحر روم مىريزد و مسافت مجراى نيل را هشتصد فرسخ معين كردهاند . و ديگرى به جانب مغرب منعطف مىشود ، و بعد از آنجا گذشته به بحر محيط مىريزد و آن را در آنجا نهر سودان گويند كه از اقليم پنجم است و بعد جنوباً به ارض روم و ملطيه مىگذرد و از آنجا به صفين و رقّه و كوفه رفته ، منتهى به بطحايى مىشود كه ميان بصره و واسط است و از آنجا به بحر حبشه مىريزد و انهار كثيره در طريق حبشه به او متصل شده ، نهارهاى ديگر نيز از آن خارج گشته به دجله مىريزد .
گويند آب رود نيل بالذات ، شديدالحلاوه است . چون خَرق بحر اخضر مالِح نموده ، بر معادن ذهب فضّه و ياقوت و زمرّد گشته تا بحيرهء زنج مىرود مىتوان آب آن را خورد و الّا در اصل منبع از كثرت حلاوت نمىتوان آشاميد . در باستان زياد مىشود و در زمستان كم . زيادتى و نقصان آن مرتّب و منظم است . ابتدا و انتها زيادتى و نقصان آن سه ماه و بيست روز