دارد كه همهء آنها مفتوح است و از جوانب به آنجا داخل مىشوند .
وصف مصر
شهر مصر از اقْدَم مداين ارض است و آن را بدان جهت مصر گفتند كه مصر به معنى شهر است : سُميّت مصراً لتمصّرها ؛ و بعضى نويسند : مصر بن مصرايم بن سام بن نوح بنا كرده ، به اسم او موسوم شده است . مصرى كه فراعنه در آن سلطنت كردهاند و معروف به مصر فرعون است ، در مُنف بوده و نيل از شرقى آن مىگذرد و از اين مصر جديد تا به آنجا به مسافت سه ساعت راه است و غير از مصر فرعون ، مصر ديگر هم بوده است كه آن را مصر عتيق و قاهرهء معزيه گويند ، در كنار شرقى مصر جديد است و به دست جوهر غلام المعزلدين الله ابومسلم معد بن اسماعيل الملقب بالمنصور بن ابىالقاسم نزارالمقلب بالقائم بن عبيدالله بنا شده است ؛ و المعزّلدين الله در سنهء 363 هجرى با سىهزار سوار به مصر رفت و حاكم آنجا را به ربقهء اطاعت در آورد . در لشكرگاه خود شهرى بنا كرد و آن را قاهره نام نهاد و قاهره در جنب فسطاط است و فسطاط مصرى بود كه عمرو عاص بنا كرد صاحب قاموس گويد : الفسطاط عَلَمُ مِصر العتيقه التى بناها عمروُ بن عاص « 1 » و از مصر جديد تا قاهره يك ميل راه است و مصر جنوبى است و قاهره شمالى و نيل از مصر مىگذرد و به قاهره مىرسد . قاهرهء معزيه خراب است ، آثارى از قلعه آن باقى است ، ولى مصر جديد آباد است و محمدعلىپاشا باعث آبادى آن شد . عمارتها و خيابانها و باغها بنا نهاد و بعد از او اسماعيلپاشا قرضها كرد و مخارجها نمود ، محلهء اسماعيليه را او بنا نهاد و خيابانهاى وسيع انداخت كه در واقع مصر جديد است . در دو طرف خيابانها ، درختها كاشته و چراغهاى گاز نصب نموده است و قناطر ساخت و از آن جمله قنطرهاى است كه در كنار قشله براى نيل از آهن ساخته است و چهارصد و چهارده ذرع طول آن است و دوازده ذرع عرض آن ؛ قنطرهء بسيار محكمى است و براى عبور كشتى باز مىكنند و نيز نهر اسماعيليه را از رود نيل جدا كرده به سويس ( كذا ) آورد . الحق مملكت مصر طورى
هامش
( 1 ) . در اصل در هر سه مورد فسطاس آمده و آنچه نيز از قاموس نقل شده اشتباه بود كه بر مبناى آنچه در قاموس بود ، اصلاح شد .