است . زيادتى آن را وفاء ماء نيل گويند و نقصان آن را اندفاع ماء نيل . آفتاب كه به سرطان رسيد بناى زيادتى مىگذارد و تا بيستم آبانماه قديم وفاء كند . در آن وقت بشارت دهند و در سر نيل ندا كنند و شادمانى نمايند تا هيجده ارش كه بالا آمد آن را ركوب فتح خليج نامند و وقتى كه از هجده ارش كم شدند ، نذرها كنند و صدقات دهند و وقتى كه بيست ارش بالا آمد بر صحرا مىريزد ، زراعتها را مشروب مىنمايند و محتاج به باران نيستند ، بلكه آمدن باران براى زراعت آنها آفت است . و نيل مصر در واقع دو جبل است ، يكى شرقى و يكى غربى و در اين نيل ، خاصه در طرف صعيد ، تمساح و اسب آبى به هم مىرسد كه آن را جاموسالبحر گويند . بعضى از ظرفا گويند : انّماالتمساح فِىالنّيل . و عرض رود نيل چهارصد و چهارده ذرع است ، و عمق آن به قدرى است كه كشتى مىتواند در آن حركت نمايد و آب نيل به قدرى گوارا و لذيذالطعم است كه به وصف نمىآيد ، و گوارايى آن دو سبب دارد ، يكى آن كه از جنوب به شمال مىرود ، اثر آفتاب در اصلاح آندائمى است و ديگر آن كه از سنگهاى جبال مىگذرد :
وَانْظُر لِماءِ النيل فى مَدَّهِ * كَأنَّه الصَّندل قَدْ مُسِّكا
شعبات نيل مصر
نيل مصر مُنشعب به هشت شعبه مىشود ، يكى از آنها از سمت كَفّرالزيّات به بندر رشيد رفته داخل بحرابيض مىشود ؛ آن را فرع غربى و بحر غربى نامند و در اين شعبه ، سدى در صحرا كشيدهاند كه در وقت طغيان آب نيل ، ضررى به دهات اطراف نرسد . و ديگرى به سمت بندر دَمياط رفته ، به بحر ابيض وارد مىشود . آن را فرع شرقى و بحر شرقى گويند ، و پلهاى آهنين بستهاند بالاى شمندفر است . و چهار شعبه هم در ميان بحر شرقى و بحر غربى است كه هر يك رودخانهء عظيمى است و بر آنها پل بستهاند و ميان بحر شرقى و مصر نيز دو شعبه است كه يكى از آنها نهر اسماعيليه است كه به سوئز مىرود . و بعضى از انهار صغيره نيز از نيل جدا كردهاند كه با چرخ و ماشين و دولاب از آنها آب مىكشند و زراعت مىنمايند .
بالجمله ، شب جمعه را در خدمت حضرت خديو اسماعيليه مدعوّ بوديم . نيم ساعت