بقعهء رأسالحسين
رأسالحسين به روايتى در مصر است . بقعهء مباركهء آن ، سه در دارد ، يكى از آن درها به جامع باز مىشود كه از آنجا به جامع مىروند و درب سيّم در سمت بقعه است ، به مسجد كوچكى وارد مىشوند و از زاويهء سمت غربى مسجد به بقعهء شريفه مىروند . « 1 » ضريح رأسالحسين در وسط بقعه است و ديوارهاى بقعه را سنگ نشاندهاند و اين دو شعر را در بالاى درب بقعهء مباركه نوشتهاند :
يا أهْلَ بَيْتِ رسولالله حُبُّكم * فَرْضٌ مِنَالله بالْقُرْآنِ أنْزله
يَكْفيكُمْ مِنْ عَظيم الفخر إنّكُم * مَنْ لا يُصلى عَليْكُم لا صَلوة لَهُ « 2 »
و در يمين و يسار محراب بقعهء مباركه ، اين حديث و اين آيه را نوشتهاند : « أحبُّ أهل بَيْتى الىّ الحَسَنُ والْحُسَيْن » ، « قُلْ لا اسْئلكُمْ عَلَيْهِ اجْراً الّا المَوَدّةَ فى الْقُرْبى » « 3 » و از بقعهء مباركه درى به جامع است كه در طول جامع نه ستون و در عرضش پنج ستون واقع است كه من حيثالمجموع چهل و پنج ستون دارد و تمام آن سنگ مرمر است و يكپارچه و اين جامع بزرگ را اسماعيلپاشا تجديد عمارت نموده .
باغ ملتى
باغ ملتى بسيار وسيع است و در ميان آن درياچهء عظيمى است كه واپور كوچك در ميان آن حركت مىكند و اطراف باغ از جوانب اربعه ديوارى از شباك آهن دارد و فضاى باغ را باغچهبندىها كردهاند و همهء باغچهها سبز و خرم است و در اطراف باغچهها صندلىهاى آهنين خوبى گذاشتهاند كه عدد آنها بسيار است و مرد و زن در بالاى آنها ، ليلًا و نهاراً ، جلوس مىكنند و كوه مصنوعى در اين باغ ساختهاند كه چشمهء آب از وسط آن كوه به طور مصنوعى ، كه در ظاهر مانند طبيعى به نظر مىآيد ، جارى است ؛ زير اين كوه خالى است كه آب از ميان آن مىگذرد و بسيار باصفا و طراوت و منقَّح است و اين باغ ، ابواب متعدده
هامش
( 1 ) . در متن سخنى از درب دوم به ميان نيامده است .
( 2 ) . اين شعر از محمد بن ادريس شافعى است .
( 3 ) . شورى ، 23