تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
به غروب مانده كه از باغ ملتى مراجعت كرديم ، با اميرزادگان و حاجى ملاباقر واعظ به آنجا رفتيم . به همان سبك و سياق سابق احترام كردند و در وقت نماز اقتدا به امام جماعت كرديم و من به قانون شيعه نماز خواندم و بعد از اداى فريضه ، شام را در سر ميز حاضر كردند . من و حضرت خديو برابر هم نشستيم و سايرين علىالترتيب در يمين و يسار من و حضرت خديو نشستند . مجلس به خوشى گذشت و از ما وعده گرفتند كه سه ساعت از شب رفته با اميرزادگان در تياتْر حاضر شويم . ما هم به جهت خاطر خديو رفتيم . من و خديو در يك غرفه نشستيم و در غرفهء ديگر اميرزادگان نشستند . چون امشب وضع بازى تياتْر مطبوع نيفتاد ، من و حضرت خديو پيش از ظهور پردهء آخر برخاسته بيرون آمديم و از ما وعدهء فردا شب گرفتند كه بازى خوبى تماشا نماييم .

تياتْر مصر

در جلو تياتْر ، فضاى بسيار وسيعى است كه شبيه به ميدان است و خيلى منقّح و باصفا است و از براى آن دو در قرار داده‌اند ، يكى برابر ميدان و ستون‌هاى سنگى در اطراف آن برافراشته ، روى آنها را مُسقّف نموده‌اند . درب ديگر در ضلع يسار تياتْر است . فضاى تياتْر نيز وسيع است و چهار طبقه غرفات دارد و چهل چراغ بزرگى در وسط آن آويخته‌اند و از مرمر شبيه به مشع كافورى ساخته بر لاله‌هاى آن گذاشته‌اند كه گاز در ميان آنها است و ساير زينت‌هاى آن نيز در نهايت امتياز است و در دو سمت غرفات تياتْر اطاق‌ها بنا كرده‌اند كه بسيار منقّح و مزيّن است . ميز و صندلى و آينه‌هاى بزرگ در آنجا گذاشته و نصب كرده‌اند كه مرد و زن در وقت افتادن پرده به آنجا رفته گردش و آسايش نمايند تا پردهء ديگر بالا رفته باز به جاى خود بيايند . الحق اين تياتْر نهايت امتياز را داشت . جمعه هيجدهم مُوسيُو كِرِكُور قونسول مسكو آمد . قدرى صحبت كرديم ، رفت . بعد از ظهر با حسن‌پاشا و اتباع ، درشكه سوار شده به گردش رفتيم كه قلعهء قائد جوهر و مقبرهء سيده نفيسه و حضرت سكينه و امام شافعى و ابراهيم‌پاشا را ملاحظه كنيم ، القائد ابوالحسن جوهر كه معروف به كاتب رومى است .