يكشنبه بيست و چهارم چون اتيان به عمرهء مفرده مستحب است ، امروز سوار شده به خواص اصحاب به اتفاق جناب حاجى ملاباقر واعظ به طرف تنعيم رفتيم كه از آنجا احرام ببنديم . تنعيم محلى است در وادى نعمان و به آن جهت تنعيم نامند كه در يمين آن جبل نعيم است و در يسار آن جبل ناعم ؛ و از شهر مكه تا آنجا سه ميل راه است و در راه مدينه واقع است . در آنجا مسجدى بنا كردهاند . سه سمت آن باز است و بعضى بيوتات هم در اطراف آن است . در ميان يكى از اطاقها ، آب حاضر كرده غسل نمودم و نماز ظهر و عصر را خوانده ، جامهء احرام پوشيده ، نيت احرام كرده ، تلبيه كنان به سمت شهر آمدم و از باب عرفه داخل شدم . صفوف نماز جماعت بسته شده بود ، حنفى و شافتى نماز مىخواندند . در روى پله نشستم ، نماز آنها كه تمام شد ، طواف كرده نماز خواندم و بعد سعى ميان مروه و صفا را سوار بجا آورده ، غروب به منزل آمدم و شب به حرم مبارك رفته ، طواف نساء و نماز آن را بجا آورده ، مراجعت به منزل نمودم . چون از روز ورود به مكه معظمه شروع در خواندن كلامالله كرده بودم ، امروز قرآن را ختم نمودم ، تمام كردم و به جهت ثواب و استحباب ، يك نفر از جوارى خود را كه مسمات به برله بود ، در راه خدا آزاد كردم . امشب در مكه معظمه باران شديدى باريد وهوا طراوت به هم رسانيد .
دوشنبه بيست و پنجم ت امروز به حكم حديث من حجَّالبيت و لم يَزُرنى فقد جفانى « 1 » بناى حركت به سمت مدينهء منوره است . بعد از ظهر به مسجدالحرام مشرف شده ، طواف وداع بجا آورده و در هر شوط دست خود را به حجرالاسود و ركن يمانى و مستجار رسانده ، ادعيه ماثوره را خواندم و حمد و ثناى بارى تعالى را بجاى آورده ، صلوات بر روان پيغمبر و آلپيغمبر عليهم السلام فرستاده ، از باب حناطين بيرون آمده ، معاودت به منزل نمودم .
يك ساعت به غروب مانده حركت كرده ، به وادى زاهر « 2 » كه در نيم فرسخى شهر است آمديم . خيمههاى ما را در آن صحرا به پا كردهبودند . از براى پاشايان مصرى و شامى بيوتاتى در آنجا بنا نهادهاند كه در ذهاب و اياب در آنجا منزل مىكنند . شهداى فخ نيز در آن وادى ، در دامنهء كوهى واقع است ، بقعه دارند و چند قبر در ميان آن است ، ولى
هامش
( 1 ) . بحارالنوار ، ج 102 ، ص 371 و 373
( 2 ) . در اصل به اشتباه : ظاهر