و امتداد آن از مشرق به مغرب است . درب آن از طرف مشرق است كه داخل آن مىشوند . از طرف مغرب نيز منفذى دارد ، ولى نمىتوان داخل شد . در برابر غار ، درختى است كه آن را شجريان گويند و از بالاى آن ، درياى جده و عرفات و وادى فاطمه نمودار است . بالجمله اين كوه را به زحمت طى كردم . قدرى سوار رفتم . اسب واماند ؛ بعد از آن پياده رفتم تا به غار رسيدم . به درون آن رفته ، دو ركعت نماز به جهت هديهء روح پر فتوح حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله بجا آودرم و دو ساعت و نيم به غروب مانده معاودت نموديم . از حسن اتفاق ، امروز نسيم سرد و خشك در كوه مىوزيد كه اسباب ترويح روح بود و الا با سختى راه و گرمى هوا و ضعف بنيه ، خيلى دشوار بود كه بتوان به آن مكان شريف داخل شد . امشب از خستگى نشد كه به مسجدالحرام مشرف شوم .
دوشنبه هيجدهم به مسجدالحرام مشرف شده هفت شوط طواف مستحب بجا آورده ، بعد از نماز طواف به منزل آمدم و شكر خدا را بجا آوردم كه در چنين روز ، كه عيد غدير است ، به زيارت بيتالله الحرام مشرف شدهام .
سهشنبه نوزدهم صبح زود به مسجدالحرام مشرف شده ، دو طواف مستحب كه چهارده شوط بود بجا آورده به منزل آمدم .
چهارشنبه بيستم به كوه ابوقبيس رفتم . كوه مزبور در شرقى ، مايل به جنوب كعبه است و از صحن مبارك نمودار است . دو مقام در بالاى اين كوه است ، يكى سقف ندارد ، محل شقُّالقمر است و ديگرى مسقف است و محل اذان بال است و گويند قبر شيث با حضرت آدم و حوا در آنجا است . بعد از مراجعت از كوه ، به مسجدالحرام رفته ، بعد از طواف و نماز به منزل آمدم .
جبلالنور
بدان كه جبلالنور « 1 » ما بين شمال و مشرق مكه است و در راه منى واقع است و آن را به آن جهت جبلالنور نامند كه حضرت ختمى مآب صلى الله عليه و آله غالباً در آنجا مجاورت داشتهاند و قبل از بعثت ، محل عبادت آن حضرت بوده است و وحى در آنجا نازل شده ، مبعوث گشتهاند . فىالحقيقه مهبط انوار الهى بوده است . سورهء علق نيز در آنجا نازل شده است
هامش
( 1 ) . در اصل به اشتباه : جبلالثور