داخل بيت شدم و به آرامى به ميان دو ستون رفته ، در روى سنگ سرخ ، دو ركعت نماز خواندم و اطراف ستونها را طواف كرده ، شكم خود را به آنها ماليدم و در هر يك از زواياى بيت نيز دو ركعت نماز خواندم و متجاوز از يك ساعت در اندرون بيت با حضور قلب مشغول دعا و نماز و استغاثه و استغفار بودم و شكر خدا را بجا آوردم كه بحمدالله توفيق الهى راهبر گشته ، با پاى عليل به اين مقام جليل كه محل نزول پيغمبران و ملائكه و جبرئيل است مشرف گشتم و غبار اين درگاه را زينت چهره وجبين خود ساختم . بالجمله بعد از جبههسايى و بيرون آمدن از آن مكان محترم ، آب زمزم نوشيده و دو ركعت نماز در برابر خانهء خدا بجا آورده ، شش ساعت از شب گذشته به منزل آمدم .
شنبه بيست و سيم جناب شريف عبدالمطلب مرا به خانهء خود دعوت كرده بودند و كالسكهء خود را فرستاده بودند ، سوار شده به خانهء جناب معزّىاليه رفتم . رسم ادب بجا آورده مشغول صحبت شديم . صفوتپاشا والى جديد مكه نيز آمد . عمارت جناب شريف بسيار با روح بود و باغچهء مرغوبى داشت . باغبان از اسلامبول آورده ، به طرز آنجا باغچهبندىها كردهاند و درخت كُنار و تمر هندى در آن باغچه كاشتهاند كه ميوه داشته از تمر آن چيده آوردند و در ميان شربت ريختند ، با يخ مصنوعى صرف شد ، بسيار خوشگوار بود . مدتى بود آب سرد در انى صفحان ننوشيده بودم . بسيار بر من گوارا شد .
بعد از صرف نهار معاودت به منزل نمودم و شب از بابالزياده به حرم مبارك رفتم .
صفوف جماعت بسته شده بود . در صف مصلاى حنفى سجاده انداختند . در جماعت اقتدا نمودم و بعد از نماز دو مرتبه طواف نموده ، نماز طوافين را در حجر اسماعيل و مقام ابراهيم بجا آورده ، معاوت به منزل كردم . صادق افندى صرّهامين « 1 » كه از جانب خديو مصر با حمل مصرى به مكه معظمه آمده بود ، به ديدن آمد . مدتى نشست پنجاه سال داشت ؛ آدم غيور عاقلى بود . بعضى تفصيلات به عربى در قواعد حركت دادن حجاج مصرى كه به سهورت از راه دريا بيايند و بروند و محتاج عسكر و زحمت نشوند نوشته بود ، قرائت نمود . فصيح و مسجّع بود و خوب نوشته بود ؛ بعد از صرف شام رفت .
هامش
( 1 ) . امين صره نوعى منصب است كه بعد از اين به معناى آن اشاره مىكند . اجمالا اين كه ناظر خرج محمل شامى است .