غفلت ننمايند و اميدوار باشند ، قرار دادم و دايرهاى كشيدم ، اسامى هفتاد هشتاد نفر معارف و اعيان حجاج را نوشتند كه هر كس به ميل خود وجهى بدد . پنجاه تومان و يك خلعت هم خود من بدهم ، اين وجه را جمع و تقسيم كرده به محافظين بدهند . اگر سابقاً وجود گزاف به طور اعتساف مىگرفتند ، امسال و سالهاى بعد به قاعده و انصاف بگيرند و به ساير حجاج ضررى وارد نيامده ، در رفاه باشند .
سهشنبه دوازدهم مانند روز گذشته ، به رمى جمرات پرداخته بيست و يك سنگ ديگر كه از هفتاد سنگ باقى مانده بود ، استحباباً در ميان خيمه خاك كرده حكم كوچيدن دادم كه حجاج به سمت شهر حركت نمايند . تخميناً بيستهزار نفر شيعه ، از ايرانى و غيره در منى با من مانده بودند . در وقت حركت راه منى ، مملو از جمعيت بود كه طريق عبور و مرور را مسدود كرده بودند . يك ساعت و نيم به غروب مانده وارد شهر شده ، به مسجدالحرام مشرف گشته ، بعد از طواف مستحب مراجعت به منزل نموده ، شكرها نمودم كه بحمدالله اعمال واجبه و مستحبهء حج تمتع را هم بجا آورديم .
جمرات
بدان كه جمرات سهمكانى است در منى كه در آنجا سنگريزه مىاندازند . مفرد آن جمره است ، جمرهء اولى و وسطى در ميان خيابان آبادى منى است و وضع آنها اين است :
سنگ بلندى در وسط نصب كردهاند كه سنگهاى ريزه را بر آن مىزنند و اطراف آن را محوطهء كوچكى ساختهاند كه سنگهاى ريزه در آنجا جمع مىشود و جمرهء عقبه در آخر آبادى ، متصل به ديوار است و در وقت رفتن به منى ، در سمت يسار است . محوطه ندارد و جمره در لغت به معنى حصاة و سنگريزه است و چون سنگريزه را به آن سه مكان مىاندازند ، علم از براى آن سه مكان نيز شده است . و فىالقاموس : وجمره ، أعطاه جمْراً و جمر فلاناً : نحّاه ومنه : الجمار بمنى ؛ أو من اجمر : أسرع ، لانَّ آدم رمى إبليس ، فأجمر بين يديه . « 1 » چهارشنبه سيزدهم امروز آمد و شد مردم نگذاشت كه به مسجدالحرام مشرف شوم . شب را مشرف شده ، طواف مستحب به عمل آورده ، از اين فيض محروم نشده ، اداى نماز
هامش
( 1 ) . قاموس المحيط ، ص 469 ( مؤسسةالرساله ) متن فوق بر اساس چاپ مذكور اصلاح شد .