همراه بودند . چون آنها به اغذيهء عثمانى معتاد بودند ، كارخانهء على حده براى آنها مهيا كردم كه به قانون خودشان براى آنها طبخ كرده بدهند . امشب هوا اعتدالى داشت ؛ در اواخر شب قدرى سرد شد ، در طلوع فجر وارد به حرّا شديم ، مسافت چهار فرسنگ بود و حركت رو به مغرب مىشد . اجزا و اتباع كه شكْدوفْ نديده و سوار شتر نشده بودند ، از حركت شكْدوفْ قدرى اظهار انزجار مىنمودند ولى اين زحمت و مشقّت در برابر آن سعادت و زيارت خيلى مطبوع و خوشگوارا است و از براى هر زجرى ، اجرى مقرر است وَلَمْ تَكونُوا بالِغِيه الَّا بِشقّ الأنْفُسِ . « 1 »
دوشنبه بيست و ششم نماز صبح در بَحْرا « 2 » خوانده شد و تا غروب در آنجا توقف نموديم .
منزل حرّا بيابانى بود اطراف آن كوهسار است ؛ آبادى ندارد جز اينكه در دو جا نزديك به يكديگر اطاقها از پوشال و نى ساختهاند . در يك نقطه به شكل قلعه اطاقها را ساختهاند كه مرتب است و در نقطهء ديگر بدون ترتيب ساختهاند . و در اين اطاقها حُجاج منزل مىكنند و بسيار كثيف است . چادرهاى ما را قدرى دور تر زدند كه از آن ازدحام و جنجال دور باشيم . ميرزا على ترك نيز از جانب محمدخان قونسول در اين منازل همراه ما آمده است و خود محمدخان از جده به مكه خواهد رفت كه در ورود ما حاضر باشد .
امروز در منزل حرّا از آدم شريف مكه ، قتل خطايى سر زده چوبى به جمّال زد به صدمهء همان چوب بعد از نيم ساعت فوت شد . غروب دوشنبه از اين منزل حركت نموديم ؛ مسافت راه تقريباً شش فرسنگ بود و حركت رو به سمت مغرب مىشد . سه ساعتروز سهشنبه گذشته وارد بئر مُرّ شديم .
سهشنبه بيست و هفتم در منزل بئر مُرّ تا غروب توقف نموديم . اين منزل اطرافش كوه و شبيه به تنگه است . چاهى ، سلطان عبدالحميدخان از براى حجاج حفر نموده و اطراف آن را بالا آورده است . آب آن تلخى دارد ، بدان جهت معروف به بئر مُرّ شده است .
خيمهء ما نزديك به آن چاه بود . نصيرالملك و حجاج شيرازى و برادر حسينقلىخان ايلخانى بختيارى نيز در اين منزل نزديك خيمههاى ما بودند . عصرى براى تفرج از چادر بيرون
هامش
( 1 ) . نحل ، 7
( 2 ) . در موارد ديگر حرّا ضبط شده .