تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
كعبه در ناف زمين بهتر سلاله‌ست از شرف * كاندر ارحام وجود از صلبِ فرمان آمده كعبه خاتون دو كَوْن او را در اين خرگاهِ سبز * هفت بانو بين پرستار شبستان آمده صبح و شام او را دو خادم جوهر و عنبر به نام * اين ز روم آن از حبش سالارِ كيهان آمده خادمانش بر دو طفلانند اتابك و آن دو را * گاهواره بابل و مولد خراسان آمده خال مشك از روى گندمگون خاتون عرب * عاشقان را آرزو بخش و دلستان آمده روى گندمگون او بوده تصاوير بهشت * آدم از سوداى گندم ز آن پريشان آمده كعبه صرّافى دكانش نيمه بام آسمان * بر يكى دستش محكّ زرّ ايمان آمده بر محكّ كعبه كو جنس بلال آمد به رنگ * هر كه را زر بولهب رَويست شادان آمده بر سياهى سنگ اگر زرّت سپيد آيد نه سرخ * ز آن سپيدى دان سياهى روىِ ديوان آمده سنگ زر شبرنگ لكن صبح‌وار از راستى * شاهد هر بچه كز خورشيد در كان آمده در سياهى سنگ كعبه روشنايى بين چنانك * نور معنى در سياهى حرف قرآن آمده زمزم آنك چون دهانى آب حيوان در گلو
سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 155 | شهربانو بيگم ( بانويى اصفهانى از دوره صفوى )