تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
الوداع اى كعبه كاينك وقت هجران آمده * دل تنورى گشته و زو ديده طوفان آمده الوداع اى كعبه كاينك مست راوق گشته خاك * زآنكه چشم از اشك ميگون راوق افشان آمده الوداع اى كعبه كاينك كالبد با حال بد * رفته از پيش تو و جان وقف هجران آمده الوداع اى كعبه كاينك هفته‌اى در خدمتت * عيش خوابى بوده و تعبيرش احزان آمده الوداع اى كعبه كاينك روز وصلت صبح‌وار * دير سر بر كرده و بس زود پايان آمده الوداع اى كعبه كاينك درد هجران جان‌گزاى * شمه‌اى خاك مدينه حرز و درمان آمده مكه مىخواهى و كعبه ها مدينه پيش توست * مكهء تمكين و در روى كعبهء جان آمده مصطفى كعبه‌ست و مُهر كتف او سنگ سياه * هر كف از بحر كف او زمزم احسان آمده گرد چار اركان او بين هفت طوق و شش جهت * چار اركانش ز ياران چار اقران آمده حبّذا خاك مدينه حبّذا عين النبى * هر دو اصل چار جوى و هشت و بستان آمده در مدينه مصطفى دين مشخص دان و بس * زآنكه از دين در مدينه اصل و بنيان آمده گر بجويى ور نويسى هم به اسم و هم به ذات * در مدينه نقش دين بينى به برهان آمده