نعلِ پيشان همسر تاج خضَر خان آمده * صوفيان در كوه پر آب زندگانى چون خضَر
همچو موسى در عصاشان جان ثعبان آمده * هو و هو گويان مريدان هوى هوى اندر دهان
چون صدف تن غرق اشك و سينه عطشان آمده * ز آه ايشان گه الف چون سوزن عيسى شده
گاه هى چون حلقهء زنجير مطران آمده * آتشين حلقه ز باد آفتاده و جَسته ز حلق
رفته ساق عرش را خلخال پيچان آمده * ز آهشان يك نيمه مسمار در دوزخ شده
باز ديگر نيمه طوق حلقِ شيطان آمده * اين مربّع خانهء نور از خروش صادقان
چون مسدّس خان زنبوران پُر افغان آمده * چون مشبك خان زنبوران ز آه عاشقان
بس دريچه كاندرين بام نُه ايوان آمده * كعبه همچون شاه زنبوران ميانجا معتكف
عالمى گردش چو زنبوران غريوان آمده * آفتاب اشتر سوارى بر فلك بيمار تن
در طواف كعبه محرموار عريان آمده * خون قربان رفته در زير زمين تا پشت گاو
گاوِ بالاى زمين از بهر قربان آمده * بر زمين الحمدللَّه خون قربان بسته نقش
سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 154
مساهمون: شهربانو بيگم ( بانويى اصفهانى از دوره صفوى )
ص١٥٤