تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
من به چشم خويش ديدم كعبه را از زخم سنگ * اشكبار از دست مشتى نابسامان آمده كرده روح القدس پيش كعبه پرها را حجاب * تا بر او آسيب سنگ اهل طغيان آمده بوقيس از شرم كعبه رفته در زلزال خوف * كعبه را از روى ضجرت راى نقلان آمده كعبه در شومى عرب چون قطب در تنگى صدف * يا صدف در بحر ظلمانى گروگان آمده كعبه قطبست و بنى آدم بنات النعش وار * گرد قطب آسيمه سر شيدا و حيران آمده كعبه هم قطبست و گردون راست چون دستاسِ زال * صورت دستاس را بر قطب دوران آمده كعبه روغن خانه‌اى دان روز و شب گاو خراس * گاوِ پيسه گردِ روغن خانه گردان آمده كعبه شمع و روشنان پروانه و گيتى لگن * بر لگن پروانه را بين مست جولان آمده كعبه گنجست و سياهان عرب ماران گنج * گردِ گنج آنك صف ماران فراوان آمده كعبه‌شان شهد و كان زرّ رسته‌ست اى عجب * خيل زنبوران و مارانش نگهبان آمده .

مطلع دوم