تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
گوهر هر اشك كه بر دامُنش * ريخته شد زيور پيرامُنش هر كه گهى گشته به پيرامُنش * دست تمنّا زده بر دامُنش
با همه‌شان روى به جنّت نهند * نرگس « 1 » از آن نيست كه منت نهند محيى از آن جمله تويى در شمار * دامن گل را چه غم از زخم « 2 » خار بهترش آنست كه در اين مصاف * سعى نماييم براى طواف اى به عبادت علم افراخته * كار خود و خلقِ جهان ساخته « 3 » پاى ز سر كرده در آور مصاف * زانكه بود بر همه فرض اين طواف چون كه شدى طايف بيت الحرام * يافتى از طوف درش احترام سعى كه از پيش ترا دست داد * بار دگر باشد از اركان زياد ورنه پى سعى به مسعى خرام * تا شود احكامِ حج اكنون تمام از پى آن سعى و طواف التجا * به كه برى باز به سوى منا تا كه درين منزل گيتى فروز * از عقب اين دو شب آرى به روز چون كه شود بعد زوال دگر « 4 » * دامن پر سنگ بزن بر كمر بيست و يكى سنگ بزن بر سه ميل * سنگ به شيطان زده زينسان خليل پاى دليل‌ست درين نكته لنگ * خاصه كه آيد ز همه سوى سنگ روز سوم پيشتر از وقت شام * روى بنه جانب بيت الحرام ورنه گرت شب شود آنجا درنگ * روز دگر باز و بالست و سنگ شيوهء آداب نگهدار نيك * شو به ادب ساكن اين خانه ليك آنكه رسد دير ، برد رخت زود * شوق فزون گردد از آنش كه بود
هامش
( 1 ) . در « چ » : هر كس . ( 2 ) . در « خ » : نوك . ( 3 ) . در « خ » : كار تو گرديده بهم ساخته . ( 4 ) . در « خ » : اى پسر .
سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 132 | شهربانو بيگم ( بانويى اصفهانى از دوره صفوى )