تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
در پى اين گلشن رضوان اثر « 1 » * لاله صفت داغِ هوس بر جگر رفته ازين باغ هزاران هزار * بوده به دل ، داغ غمش يادگار شكر خدا واجب و لازم ترا * كآمده‌اى بر در دولت سرا پاى ملامت زده بر سنگ آزر * وى نهاده به زمين نياز جانب مقصد گذر آورده‌اى * در رخ مقصود نظر كرده‌اى وز كرم بىحد سبحانيت * ختم شد اركان مسلمانيت عُمره برآوردى و حج نيز هم * پاك شدى از همه ظلم و ستم مانده ز كار تو طوافى دگر * خيز و كن امروز مصافى دگر سوى حرم قصد افاضت نماى * در طلب گنج سعادت درآى روى بنه بوسه بزن به زمين * چشم تحيّر « 2 » بگشا و ببين رو به حرم كرده خلايق همه * گشته حرم باز پُر از زمزمه شعله زده طلعت شمساييش * تازه شده خلعت عبّاسيش دامن نازى كه به بالا زده * بهر دل عاشق شيدا زده بهر همين بسته كمر تا مگر * جان كند آويزش بند كمر برقعِ زركش كه فگنده برو * كرده دلِ عاشقِ مسكين « 3 » گِرو گشته ز خالش دو جهان مُشْكبو * خم شده چرخ از شكن موى او گشته همه فاخته او سرو ناز * جمله چو پروانه و از شمع راز سرو ز پا افتد واو استوار * شمع به جا سوزد و او برقرار سرو گرش گويم از آن رو نكوست * كز سر او روح قدس بذله « 4 » گوست
هامش
( 1 ) . در « خ » : در غم اين گلبن رضوان اثر . ( 2 ) . در « خ » : بصيرت . ( 3 ) . در « چ » : شيدا . ( 4 ) . در « چ » : نغمه .
سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 130 | شهربانو بيگم ( بانويى اصفهانى از دوره صفوى )