آنكه كريم بن كريمست او * سوختهء آتش بيمست او
سلسلهشان سلسلهء من ذهب * هر يك از ايشان عجب من عجب
هر كه به آن سلسله پيوسته شد * از ستم حادثه وارسته شد
آنكه بود آل رسول امين * وقت عبادت بود احوالش اين
ما چه كسانيم و سگ كيستيم * ما نشناسيم كه ما چيستيم
غرّه شده بر عمل خويشتن * تكيه زده بر كرم ذوالمنن
بار خدايا به حق بيم او * كاورى آن بيم به ما هم فرو
كانچه به جز توست به يك سو نهيم * سوى حريم حرمت رو نهيم
رسيدن موسم حج
اى شده در كوى وفا معتكف * معتكف او تو ز روى شرف
باد ترا مژده كه موسم « 1 » رسيد * از شب غم ، صبح سعادت دميد
هفتم ذى الحجه شد اى ساربان « 2 » * ناقه به رقص آر وحُدى بر زبان
راه حدى را به زبان ساز ده * ناقه به رقص آور و پرواز ده
مهلت ايام تعلل نماند * فرصت هنگام تغافل نماند
مىرود از حدّ الَم انتظار * منتظران را پى ديدار يار
منتظرند اهل نظر سال و ماه * واله و حيران ز پى يك نگاه
خطبه ادا كرد خطيب عظام « 3 » * زلزله افكند به بيت الحرام
فرش زمينها همه بر پاى شد * پاى ستونها همه از جاى شد
ناقه سراسيمه شد و شوقناك * مرده برآورد سر از جيب خاك
هامش
( 1 ) . در « خ » : محمل .
( 2 ) . در « خ » : هفتم ذو الحجه به آن ره نمون .
( 3 ) . در « خ » : انام .