ندارم از عبادت هيچ حيله * كه آن را نزد حق سازم وسيله
بدين جرم و گنه كارى نيارم * كه سوى حضرت حق روى آرم
تويى چون از طريق لطف و احسان * ملاذ و ملجأ ارباب عصيان
به رحمت چون پناه امت آيى * شفيع عاصيان انس و جانى
بگيرم از ره لطف و كرم دست * كه گشتم از گنه چون خاك ره پست
اگر نبود تو را پرواى بنده * به روز واپسين پس واى بنده
به لطفت اين بود دايم اميدم * كه سازى از شفاعت روسفيدم
به حق آل و اصحاب كرامت * به قدر جاه و عز و احترامت
كز اين بيچاره مسكين ابتر * عنايت كم مكن در روز محشر
چو عرض اين مديحت شد ميسّر * از اين پس رو به سوى قبله آور
برآور هر دو دست خود به زارى * بگوى از روى عجز و خاكسارى
كه يا رب از طريق لطف و احسان * به حضرت گفتهاى در نصّ قرآن
كه گر امت كند از روى افساد * به ظلم و معصيت بر خويش بيداد
به سويت چون كه روى خويش آرند * تو را چشم شفيع خويش دارند
به توبه باز گردند از گناهان * شوند از كردههاى خود پشيمان
اگر چه غرقهء بحر گناهند * ز من عفو گناه خويش خواهند
تو نيز از من ز روى لطف و احسان * بجويى مغفرت از بهر ايشان
ز من از لطف خود اين توبه بپذير * مگيرم از كرم بر جرم و تقصير
شفيع بنده كن او را به محشر * ز تعذيب من بيچاره بگذر
چو گشتى از دعا فارغ در آنجا * توجه كن به سوى قبر زهرا
در آنجا در پس ابلاغ تسليم * رسان عرض نياز خود به تقديم
نياز خود چو كردى عرضه اى يار * ز صدق دل به سوى روضه رو آر
دو ركعت سنتى آنجا ادا كن * از آن پس دست بردار و دعا كن