پى ختم زيارت اى نكوكار * دو ركعت سنت اندر روضه بگزار
ز منبر تا به نزد قبر حضرت * بود يك روضه از روضات جنّت
چنين آمد روايت از پيمبر * كه آن منبر بود بر حوض كوثر
برو بنشين درون روضه پيوست * مده جاى چنان بيهوده از دست
به قرآن خواندن ذكر و دعا كوش * ز ذكر دنيوى مىكن فراموش
به كذب و غيبت و بهتان خلقان * مباش اى جان بلاى جان خلقان
ز رسم و عادت ناخوب بگذر * به كلى خويش را زانها برآور
ز كار دنيوى يكسر بپرداز * ز جان و دل مهمِّ آخرت ساز
تو تا كى ز آخرت غافل نشينى * به ملك آخرت يك ره نبينى
بكوش اكنون كه در كف فرصتت هست * چه سود آن دم كه رفتت فرصت از دست
مباش اندر جهان اى يار عاقل * ز كار آخرت زين گونه غافل
دمى از مستى غفلت به هوش آ * در آ از خواب و چشم خويش بگشا
ببين اندر جهان تا در چه كارى * ز نقد آخرت با خود چه دارى
تو را سرمايه اين عمر گرامى است * كه از بهر حصول نيكنامى است
بدان سرمايهاى ، يار نكوكار * به بازار جهان سودى به دست آر
* * *
بحمداللَّه كه از الطاف يزدان * رسيد اين نو رقم آخر به پايان
ز ختم آن بسى دلشاد گشتم * ز قيد نظم او آزاد گشتم
مرا از خود گمان اين نمىبود * ز محض فضل حق آن روى بنمود
ز بنده گرچه نبود اعتبارى * بماند بارى از من يادگارى
نگردد محو از ملك جهانم * به كلى صورت نام و نشانم
ز من نقشى بماند در زمانه * كز آن سازند اهل دل فسانه
گهى كين نسخه از هم واگشايند * به رحمت ياد اين مسكين نمايند
خداوندا ز فيض و فضل و احسان * در فيضم گشودى بر دل و جان