پس آنگه از سر تعظيم و اجلال * به سوى روضه آور روى اقبال
دو ركعت سنت اى يار نكوكار * ز روى دل در آن محراب بگزار
ز بعد آن از آن محراب انور * توجه سوى وجه حضرت آور
به قلب خاشع آن نزديك شبّاك * توجه كن به سويش از دل پاك
به صد عجز و نياز و خاكسارى * همى كن حال خود را عرضه دارى
به هر گه مىكنى بر وى سلامى * رسان گر باشدت از كس پيامى
در ابلاغ تحيّت جهد بنماى * به هر نوعى كه بتوانيش بستاى
پس از عرض تحيّت اى نكوكار * شهادت را به نزدش عرضه مىدار
بگو دارم شهادت از دل و جان * كه هستى تو رسول جمله خَلقان
به جهد خود ادا كردى رسالت * نورزيدى در امر آن كسالت
رسانيدى به خاص و عام آن را * ادا كردى به وجه تام آن را
جهاد اصغر و اكبر نمودى * دمى خالى از اين هر دو نبودى
عبادت كردهاى حق را بدانسان * كه مثل آن عبادت هيچ نتوان
به عالم از طريق لطف و رحمت * نكردى كم نصيحت را ز امت
هر آنچه بر تو واجب بود كردى * هر آنچه حق تو را فرمود كردى
جزاى خيرت از حق باد حاصل * شوى با هر چه كام توست و اصل
ز بعد عرض تسليم و شهادت * بگو از حال خويش اى باسعادت
كه اين مسكين سرگردان بىدل * نكرده از عبادت هيچ حاصل
مرا سرمايهء عمر گرانى * شده صرف ره عصيان تمامى
من از پا تا به سر غرق گناهم * ز فعل ناخوش خود رو سياهم
دليرى كردهام در جرم و عصيان * ز من صادر شده عصيان فراوان
ز بار معصيت پشتم خميده * كسى چون من گنهكارى نديده
نكردم از عمل در دهر كارى * كزان بتوان گرفتن اعتبارى