مرا از واردات عالم غيب * بدادى از كرم اين نسخه بىريب
توقّع اين بود از اهل ادراك * خداوندان . . . . . . درّاك
كه چون پيش نظر اين نظم آرند * ز لطف خود نظر بر وى گمارند
اگر در وى بود سهو و خطايى * كه ناشى گشته باشد از ادايى
از آن خط خطا را بر تراشند * به طعن اندر پس سهوش نباشند
به تيغ تيز و كلك عنبر افشان * كنند اصلاح آن از لطف و احسان
خود تاريخ آن را يافت بىرنج * ز هجرت نهصد و پنجاه با پنج
به قرب كعبه آمد اختتامش * به كام دل رسيدم از ختامش
سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: شهربانو بيگم ( بانويى اصفهانى از دوره صفوى )
ص١٠٦