زيارتمدينه
پس از حج خود اى صاحب سكينه * توجه كن به دل سوى مدينه
رسان خود را بدان درگاه اعلا * زيارت كن رسولِ مجتبى را
عزيمت جانب خيرالبشر كن * ز خاك درگهش كحل بصر كن
منوّر كن از آن چشم جهان بين * كزانت حاصل آيد قوّت دين
چو نايد آنچنان عزّيت در كف * كه گردى از لقاى او مشرف
به درد فرقت و حرمان ديدار * مباش اى جان چنين دايم گرفتار
يكى درد دل خود را دوا كن * عزيمت سويش از راه صفا كن
تسلى گر همى خواهى از اين درد * به سوى قبر او رو بايدت كرد
كسى كو سوى قبر او گرايد * از آن دردش تسلّى حاصل آيد
هر آن كو را نديده در حياتش * زيارت گر كند بعد وفاتش
همان دولت مرو را مىدهد دست * ز كف نگذارد اين را هر كه مرد است
كسى كز مال دنيا بهره دارد * به سوى حضرتش گر رو نيارد
بود از راه معنا او جفا كار * رسول حق از او باشد در آزار
وگر بهر زيارت سويش آيد * ز صدق دل به سوى او گرايد
رسول حق بود در روز محشر * شفيع او چنان كس اى برادر
چو در خود قوّت و مكنت بيابى * همى بايد به جان سويش شتابى
به راهش چون درآيى اى نكوكار * درود از دل برو مىگوى بسيار
چو مىخواهى درآيى در مدينه * برآور غسلى اى صاحب سكينه
ز تطيب آنچه بتوانى و تطهر * به جا آور در آن ، منماى تقصر
به وقتى كانداريى اى نكوكار * درآ از راه فقر و عجز بسيار
روان شو جانب باب السلامش * ببوس از روى عجز و احترامش