تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
به هنگام اشارت اى برادر * همى ران بر زبان اللَّه اكبر پس آن را بهر بوسه سوى لب آر * همى بوس از سر تعظيم هر بار
چو حاصل شد ز طوف كعبه‌ات كام * به سوى ملتزم يك لحظه بخرام توقف كردنت آنجا ثواب است * دعاها اندر آنجا مستجاب است بگير از روى شوق استار كعبه * بنه رخساره بر ديوار كعبه به زارى و تضرع كوش آنجا * تمامى عرض حال خويش بنما بكن عرض نياز خود كماهى * بخواه از حق در آنجا هر چه خواهى پس آنگه جانب خلف مقام آ * توقف اندر آنجا نيز بنما دو ركعت سنتى آنجا ادا كن * برآور دست خويش و پس دعا كن توقف اندر آنجا هم ثواب است * دعاها نيز آنجا مستجاب است نماز آنجا چو كردى و دعا هم * روان شو از پس آن سوى زمزم سر خود را درآور اندر آن چاه * برآور دست آنجا حاجتى خواه بخور از آب آن چندان كه خواهى * كه يا بى بهره از فيض الهى بخور از آب زمزم كان دوا است * شفاى عاجل هر رنج و داء است دگر ره قصد تقبيل حجر كن * بدان خود را دگر ره بهره‌ور كن چو تقبيلش نمودى از وفا كيش * بگير از روى دل راه صفا پيش توجه جانب كوه صفا كن * ز روى مسكنت آنجا دعا كن ثنا و حمد حق بسيار مىگوى * پس آنگه ره به سوى مروه مىپوى برو آهسته تا نزديك ميلين « 1 » * همى دو در ميان اى قرة العين وز آنجا تا به مروه اين نكوكار * برو آهسته و مىباش هشيار بدينسان هفت نوبت اى نكوكار * طواف اين دو موضع را بجا آر
هامش
( 1 ) . مقصود علامتى است كه از آنجا تا چند قدم بايد به صورت لكّه حركت كرد و اكنون اين فاصله را با چراغ سبز مشخص كرده‌اند .