به هنگام اشارت اى برادر * همى ران بر زبان اللَّه اكبر
پس آن را بهر بوسه سوى لب آر * همى بوس از سر تعظيم هر بار
چو حاصل شد ز طوف كعبهات كام * به سوى ملتزم يك لحظه بخرام
توقف كردنت آنجا ثواب است * دعاها اندر آنجا مستجاب است
بگير از روى شوق استار كعبه * بنه رخساره بر ديوار كعبه
به زارى و تضرع كوش آنجا * تمامى عرض حال خويش بنما
بكن عرض نياز خود كماهى * بخواه از حق در آنجا هر چه خواهى
پس آنگه جانب خلف مقام آ * توقف اندر آنجا نيز بنما
دو ركعت سنتى آنجا ادا كن * برآور دست خويش و پس دعا كن
توقف اندر آنجا هم ثواب است * دعاها نيز آنجا مستجاب است
نماز آنجا چو كردى و دعا هم * روان شو از پس آن سوى زمزم
سر خود را درآور اندر آن چاه * برآور دست آنجا حاجتى خواه
بخور از آب آن چندان كه خواهى * كه يا بى بهره از فيض الهى
بخور از آب زمزم كان دوا است * شفاى عاجل هر رنج و داء است
دگر ره قصد تقبيل حجر كن * بدان خود را دگر ره بهرهور كن
چو تقبيلش نمودى از وفا كيش * بگير از روى دل راه صفا پيش
توجه جانب كوه صفا كن * ز روى مسكنت آنجا دعا كن
ثنا و حمد حق بسيار مىگوى * پس آنگه ره به سوى مروه مىپوى
برو آهسته تا نزديك ميلين « 1 » * همى دو در ميان اى قرة العين
وز آنجا تا به مروه اين نكوكار * برو آهسته و مىباش هشيار
بدينسان هفت نوبت اى نكوكار * طواف اين دو موضع را بجا آر
هامش
( 1 ) . مقصود علامتى است كه از آنجا تا چند قدم بايد به صورت لكّه حركت كرد و اكنون اين فاصله را با چراغ سبز مشخص كردهاند .