تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه منظوم حج ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
بدارى دايمم ثابت بر اين حال * فزون سازى از آنم عزّ و اقبال نرانى از درِ لطف و كرامت * بدارى در كرامت تا قيامت كريمانى كه در ملك جهانند * ز درگاه كرم كس را نرانند كسى كو را به لطف خويش خوانند * به قهر او را ز پيش خود برانند
تو از لطفم بدين درگاه خواندى * ز راه مكرمت اينجا رساندى چو كردى محرم درگاه خويشم * ز محرومى مگردان سينه ريشم در اين عالم چو كردى لطف و احسان * در آن عالم به قهر خود مسوزان بخوان احمد به مكه همگنان را * بشارت ده به كعبه حاجيان را بگو سوى حريم حق شتابيد * كه تا از طوف او اجرى بيابيد همه ذنب شما مغفور گردد * همه سعى شما مشكور گردد بيفزايد شما را قدر و حرمت * بيابيد از خدا صد لطف و رحمت به مقصودات خود موصول گرديد * به نزديك خدا مقبول گرديد حريم كعبه جاى دلگشاييست * محل حاصل هر دو سراييست يكى شهر خوشى پر ناز و نعمت * نمودارى ز امن آباد جنّت درو و ميوه به هر فصلى فراوان * لطيف و نازك و شيرين و ارزان به بازارش ز هر سو خوان نعمت * نهاده بر سرش الوان نعمت متاع دنيوى در وى فراوان * همه با قدر وَنْدَر قيمت ارزان محل طاعت و جاى عبادت * مكان دولت و عزّ و سعادت چرا آنجا نباشد مرد عاقل * چرا آنجا نسازد جا و منزل نه آخر مولد پاك رسول است * نه قرآن را در آن منزل نزول است نه آخر بلدهء پاك خداييست * نه او منزلگه اهل صفاييست نه آخر حق به دو سوگند خورده * نه از قدرش به قرآن نام برده نه آخر اندرو كرده بنايى * كه نبود مثل او در هيچ جايى