تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
يوم سه‌شنبه ، هشتم ربيع‌الثانى ، صبح از خواب برخاستيم . بعد از صرف چايى حركت كرديم ، همه جا رانديم . اراضى خوبى در كنار جاده به نظر مىرسيد و دهات زيادى در ميان دشت نمايان بود و نهرهاى زيادى [ 238 ] در جريان بود ، ولى هوا هم ابر و سرد بود . قرب ظهر بود كه وارد به سراى يانس‌آباد شديم . اولًا يانس‌آباد قريه متوسطى است و اراضى خوبى دارد ؛ راجع به ورّاث مرحوم آقا ميرزا حسين شيخ‌الاسلام است ، چهار دانگش ، دو دانگ او خورده‌مالك است كه مقدارى هم تعلق به ما دارد و سرايى هم در كنار جاده دارد كه إلى خود قريه يانس‌آباد ، يك فرسنگ مسافت دارد . و چند سال است كه شيخ‌الاسلام ، فوت نموده ، حسب‌الوصيه خودش ، او را در كنار جاده ، جنب كاروانسرا مدفون نموده‌اند و بقعه بارگاهى هم ساخته‌اند .

[ قريه كوندح و ديزج ، استقبال از كاروان حجاج ]

بارى ، مختصر ناهار و چاى صرف نموديم ، حركت كرديم . قرب نيم‌ساعت به غروب مانده ، وارد به قريه كوندح شديم كه مقدارى از آن قريه هم تعلق به ما دارد و بعضى از دوستان هم استقبال نموده بودند إلى كوندح . و قريه كوندح ، تقريباً شصت خانوار است . در سابق بيشتر بوده ، ولى به‌واسطه حوادثات ايام خراب شده و راجع است به بنىاعمام و خودمان . بارى ، إلى شب ، چند درشكه از نوچه‌ها « 1 » و آقايان فاميلى به‌عنوان استقبال ، تشريف آوردند . شب را بعد از صرف غذا فىالجمله خوابيديم . امروز را نه فرسنگ طى نموديم . يوم چهارشنبه ، نهم شهر ربيع‌الثانى ، صبح قبل از اذان از خواب برخاستيم . بعد از
هامش
( 1 ) . نسخه : نچها .