صرف چايى ، قرب يك ساعت به آفتاب مانده ، حركت كرديم إلى ديزج كه يكى فرسنگى شهر ماست . چند درشكه هم از دوستان و فاميلى [ 239 ] به استقبال تشريف آوردند . ديدنى نموديم ، سوار شديم إلى قهوهخانه مختصرى كه تقريباً در هزار قدمى شهر واقع است ، آمديم .
عده [ اى ] آقايان سلسلهگى و دوستان تشريففرما بودند . در آنجا پياده شديم ، ديدنى نموديم . از آنجا به اتفاق ، پياده به سمت شهر حركت كرديم . قرب دو ساعت به ظهر مانده ، وارد به شهر شديم . امروز را چهار فرسنگ پيمودهايم .
[ پايان سفر ]
بارى ، الحمد لله به سلامتى موفق به زيارت دوستان و فاميلى بعد از اين مدت مديد شديم . مدت مسافرت ما تقريباً هشت ماه الا چهار يوم كشيد .
خداوند اعلى را قسم مىدهم به حق خمسة النجباء ، اسفار متعدده و مفصله همه نقاط از مشاهد مشرفه بعدها قسمت فرمايد به اتفاق دوستان و خويشاوندان .
و از خوانندگان اين مختصر سفرنامه مستدعىام آنكه نگاه به عبارات بيهوده و مهمله او ننموده و اگر غلطى در مرقومات و سياحت شده باشد ، مورد تنقيد و توبيخ اين بنده را نفرمايند ، بلكه اظهار بزرگى نموده ، اين بنده را مطلع ساخته كه شايد در اصلاح او بكوشم و يا آنكه خودشان اصلاح نموده ؛ چون در ايام مسافرت ، انسان همه حال را دارد . اشتباه و سهو بهواسطه اغتشاش حواس از شخص مسافر بيشتر ناشى مىشود ؛ گاه خوب است ، گاه خراب . و غرض از نگارش اين سفرنامه ، فقط سياه نمودن اوراق [ 240 ] نبوده ، و غرض اين بوده كه شايد مطلب مختصرى مسافرينى كه خيال مسافرت دارند ، درك نموده ، شايد نفع معنوى عايد اين بنده شود در مورد استعمال آنها .