ساعت [ و ] نيم به ظهر مانده حركت كرديم . دو دستگاه كالسكه ديگر هم با ما حركت كردند ؛ يكى تركها بودند ، يكى اهل رشت بودند .
بارى ، قريب يك فرسنگ كه طى كرديم ، به زنجير رسيديم . پول زنجير گرفتند [ و ] مفتشين اداره گمرك آمدند كه بايستى احمال و اثقال شما را تفتيش كنيم . گفتيم تفتيش نمودند و گمركى را هم گمركش را گرفتند . اظهار كردند : ما مأموريم . بارى ، هر دستگاهى چهارهزار دينار داديم رشوه ، حركت كرديم .
قرب يك ساعت به غروب مانده ، وارد سرپل شديم . منزل كثيفى گرفتيم ، نماز را خوانديم . مأمورين گمرك آمدند كه بايستى تفتيش كنيم ، ولى حالا راحت شويد ، بعد مىآييم .
[ 202 ] بارى ، بعد از صرف غذا و چايى ، شب را خوابيديم .
يوم چهارشنبه ، يازدهم شهر ربيعالمولود ، صبح از خواب برخاستم و چايى صرف شد . تقريباً نيمساعت به آفتاب مانده ، حركت كرديم و مأمورين گمرك هم ديگر نيامدند از جهت گمرك .
[ وصول به ميان طاق و ماجراى انجير طاق فرهاد ]
قرب يك ساعت به ظهر مانده ، وارد ميان طاق شديم ، و [ آن ] قريه كوچكى است [ كه ] در ميان دره واقع است . بيرون قريه در زير درختهاى چندى نشستيم ، ناهار و چايى صرف شد . شخصى از اكراد آمد ، قدرى صحبت نمود و اظهار نمود كه انجيرهاى خوبى در بين راه در طاق فرهاد « 1 » داشتند ، نخريديد ؟ !
هامش
( 1 ) . طاق شيرين و فرهاد مربوط به دوره ساسانيان است و در استان ايلام ، شهرستان ايوان ، بخش زرنه ، روستاى چهل زرعى ، تنگ كوشك واقع شده و اين اثر در تاريخ 17 اسفند 1381 با شماره 7969 ثبت بهعنوان يكى از آثار ملى ايران به ثبت رسيده است . طبق روايات كه به صورت سينه به سينه نزد مرذم محل