توسط واقون [ 198 ] به سمت بغداد حركت كرديم و از بغداد توسط درشكه رفتيم به ماشينخانه و زوّار هم تقريباً به قدر دويست نفر بودند كه عازم بودند .
در ساعت يك از شب گذشته ، احمال و اثقال ما را كشيدند بردند انبار كه توسط ماشين حركت بدهند إلى غورهتو و خودمان را هم در ساعت دو [ و ] نيم از شب گذشته ، به زحمتى هرچه تمامتر در ميان ماشين جا داديم . ساعت چهار از شب گذشته ، ماشين حركت كرد فىالجمله إلى صبح در ميان ماشين خوابيديم .
[ سيد قزل رباط و غوره تو در مسير بازگشت ]
يوم يكشنبه ، هشتم ربيعالمولود ، صبح از خواب برخاستيم ، ماشين در آستان سيد قزل رباط ايستاد ، چند نفر پليس آمدند ، مسافرين را پياده نمودند بردند جلوى چادرى و تذكرهها را ديدند ، امضاء نمودند و پاسهاى انگريزى را كه در زمان آمدن از كرمانشاهان گرفته بودند ، از زوّار گرفتند و هر نفرى هم پنج روپيه پول گرفتند و از ما نگرفتند ؛ چون زمان حركت به سمت بمبئى در بصره ، تذكره ما را امضاء نموده بودند ، پنج روپيه گرفته بودند .
بعد از رؤيت پاسها و تذكرهها سوار شديم ، حركت كرديم . ساعت شش به غوره تو رسيديم . پياده شديم و مقدار قليلى معطل شديم . بعد ، بليطها را از ما گرفتند و از بعضى اشخاص كه بارهاشان را در بغداد كرايه نداده بودند ، قپان نمودند ، كرايه گرفتند .
و عده كمى هم زوّار رونده به سمت بغداد حاضر بودند ، سوار شدند . بعد از ساعتى ، آنها حركت نمودند ، ولى ما به قدر دو ساعتى معطل شديم تا اينكه مأمورين گمرك انگريزىها آمدند [ 199 ] احمال و اثقال را گمرك نمود [ ند ] ، ولى خيلى سختگيرى ننمودند و جزئى گمرك گرفتند .