تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
ايران است ، إلى اين ميل خاك ايران تمام شد . حاليه دو سمت شط ، خاك عراق عرب است .

[ مارگير بصره در ادامه بازگشت ]

بارى ، تقريباً پنج ساعت به غروب مانده ، رسيديم به مارگير بصره . چند نفر پليس بالا آمدند ، تذكره‌هاى حجاج را قول كشيدند ، بعد اجازه پايين آمدن از كشتى دادند . حجاج احمال و اثقال خود را پايين دادند ، ما هم پايين داديم ، خود هم پياده شديم . خورد [ و ] ريز خود را برديم به گمرك‌خانه ، بعد از زحمات زياد و رشوه ، گمرك‌چيان كه تمام يهودى بودند ، آمدند تفتيش نمودند ؛ بعد هر نفرى هم يك روپيه گرفتند ، پاس دادند .

[ عشّار ، مقصد بعدى ]

از براى پاس و بليط گمركى إلى نيم‌ساعت به غروب مانده ، سرگردان شديم . بالاخره بعد از زحمات [ 156 ] زن‌ها توسط اتومبل با زنانه آقاى اسد السلطنه رفتند به عشّار بصره ؛ خودمان هم با بلم و طرّاده رفتيم به عشّار . تقريباً يك ساعت از شب گذشته بود كه به عشّار رسيديم ، پياده شديم ، منزلى گرفتيم . چون خسته بوديم ، فوراً بعد از صرف غذا و چايى خوابيديم .

[ چندى در باب بصره ]

صبح يوم بيستم [ محرم ] از خواب برخاستيم . در ميان شط خود را تطهير نموديم . رفتم من به اتفاق دو نفر از دوستان به بصره ، توسط اتومبل ، و از بصره إلى عشّار نيم‌فرسنگ مسافت دارد ، ولى از يك سمت ، شط متصل است به بصره و از سمت
سفرنامه عتبات ( هند و حج ) ( فارسى ) — صفحة 225 | محمد تقوى قزوينى / محمد على باقر زاده