بصره ، دوازده فرسنگ است . مقدارى كه طى نموديم ، به عبّادان كه خاك ايران است رسيديم .
و در اين عبّادان انبارهاى نفت « 1 » زيادى انگريزى ساخته است كه نفت او را به هند مىبرند و معدن نفت در هفت فرسنگى شوشتر است كه انگريزىها از دولت ايران اجاره نموده است و از آنجا توسط لوله آهن به عبّادان آورده و از عبّادان توسط كشتى حمل مىكنند و كشتى چندى هم لنگر انداخته بود .
[ محمّره و قصر در ادامه مسير دريايى ]
از عبّادان گذشتيم ، ولى در دو سمت شطّ ، تمام نخلستان و اشجار زيادى است و خيلى خوشمنظره و باصفا است و كشتى را هم قاپودانهاى ايرانى مىرانند . بعد از ساعتى به محمّره رسيديم و محمّره قصبه بزرگى است كه داخل در عربستان ايران است . بعد از اندك مسافتى ، رسيديم به قصر شيخ خضعل ؛ در واقع قصر [ 155 ] خوشمنظر و باصفايى است در كنار شطّ ساخته است .
[ مرز دريايى ايران و عراق ]
مقدارى كه از قصر گذشتيم ، شط « 2 » كوچكى نمايان شد كه يك ميل كوچكى در لب آن شط ساخته و آب آن شط داخل اين شط بزرگ مىشد .
بعد از تحقيق معلوم شد كه سرحدّ بين ايران و عراق عجم است ؛ چون دست چپ ما كه از سمت خليج فارس مىآمديم ، خاك عربستان است و دست راست ما خاك
هامش
( 1 ) . نسخه : نفط .
( 2 ) . نسخه : شطى .